سلام بر امام مهدی عج
  
  مروری بر سی دی  امام مهدی عج
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
موضوع بندی

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
معرفی 02

معرفی 02

 دوستان منتظر سلام  

برای ورود به هریک از این وب سایت ها راست کلیک نموده

گزینه ی

بازکردن در پنجره ی جدید را انتخاب واجرا نمایید

هیئت منتظران بهاباد یزد

http://golenarges87.blogfa.com

ddddd12

http://ddddd12.iranblog.com

گذری برگلستان گل نرگس

 برگرفته از سی دی گل نرگس

http://cdgolenarges.iranblog.com

نرم افزاری نورالزّهرا س

www.noorozahra.com

نرم افزاری کوثر

www.nkqom.ir

نرم افزاری صافّات

www.saffat.net

نرم افزاری گنجینه معرفت

www.sosoz.com

نرم افزاری میقات

www.miqat.net

تبیان

www.tebyan.net


 
یکشنبه 6 خرداد ماه سال 1386
زخمه های فراق

زخمه های فراق

دوستان منتظر سلام

زخمه های فراق عنوان بیانات استاد ارجمند محمدعلی انصاری درخصوص انتظار ومهدویت در قرآن و نشانه های عصر ظهور می باشد که آن را موسسه فرهنگی بیان هدایت نور مشهد مقدس

 بصورت دی وی دی عرضه نموده است

شماره تلفن این موسسه 7636979 – 09151102745 می باشد

مشهد مقدس – بلوار سجاد – خیابان فرهاد


 
پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386
نرم افزاری

دوستان منتظر سلام

آنچه در این وبلاگ درج می گردد

" مروری بر سی دی امام مهدی عج "

خواهد بود

این سی دی در نرم افزاری کوثر به فروش می رسد

www.nkqom.ir


 
پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386
سفیانی = ۰۲

      حدیث شماره : 289 *
* روایت از منابع سنیها ، به نقل از رسول الله صلى الله علیه وآله : مردى از آل ، عنبسة بن ابى سفیان ، یعنى سفیانى ، کوفه را خراب خواهد کرد .
 

                                   * حدیث شماره : 635 *
* از علی علیه السلام : بعد از آنکه نماینده ومأمور سفیانى کوفه ( عراق ) را به شدت زیر پا گذاشت وآنجا را کاملا کوبید ، وبهم زد ، سفیانى به او دستور مى دهد که به طرف حجاز حرکت کند و او هم وارد مدینه شده ودر میان قریش با شمشیر عمل کرده واز قریش وانصار چهار صد نفر را کشته وشکم زنان را پاره کرده وبچه ها را مى کشند ونیز دو برادر وخواهر را بنام محمد وفاطمه را کشته وجلو در مسجد مدینه به دار مى کشد .
635 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 88

                                   * حدیث شماره : 1034 *
* اسماعیل بن أبان ، از یونس بن أبی یعفور روایت کرده که مىگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم مىفرمود : زمانى که سفیانى خروج کند ، سپاهى بسوى ما ( به مدینه ) وسپاهى به سوى شما ( به عراق ) خواهد فرستاد : اگر این مسأله اتفاق افتاد شما با هر مرکب چموش یا رام وغیر چموش ( بهر وسیله اى که مى توانید ) خود را به ما ( بمدینه ) برسانید .
1034 - المصادر :
* : النعمانی : ص 306 ب 18 ح 17

·                                       * حدیث شماره : 294 *
* ابو اسماء رحبى ، از ثوبان ، و او از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که حضرت فرمود : گنجى در نزد شماست ( این گنج در مکه وشاید در عراق باشد ) که برسر آن جنگى میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مىافتد که هیچ یک درآن به پیروزى نمىرسند ، سپس از سمت مشرق پرچمهاى سیاهى پدیدار مىشود وبا شما نبردى خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است ( راوى مىگوید سپس حضرت چیزى فرمود که آن را بخاطر ندارم ) آنگاه فرمود : هنگامى که آن پرچمها را دیدید به هر وسیله اى که مى توانید هرچند از روى یخ بگذرید ، خود را به آنها رسانده وبا ایشان بیعت نمائید زیرا او خلیفهء خدا ، حضرت مهدى علیه السلام مى باشد .

                                  295 - " یحسر الفرات عن جبل من ذهب ، فیقتتل الناس علیه ، فیقتل من کل مئة تسعون أو قال : تسعة وتسعون ، کلهم یرى أنه ینجو "
* حدیث شماره : 295 *
* سهیل بن أبو صالح ، از پدرش ، از ابو هریره از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده است که حضرت فرمود : رودخانهء فرات کوهى از طلا را ظاهر خواهد ساخت که مردم بر سر آن چنان مىجنگند که از هر صد نفر نود ، یا نود و نه نفر کشته مىشوند همهء کسانى که درگیر جنگ هستند تصور مىکنند که خودشان پیروز خواهند شد .
295 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 382 ح 20804

·                                       * حدیث شماره : 297 *
* ابو زرعه ، از عمار یاسر روایت کرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در این روایت آمده است : حاکمى به نام عبد الله ، حاکمى دیگر را که نام او هم عبد الله مى باشد تعقیب کرده که لشکر دو طرف در محلى بنام ، قرقیسیا ، ( در مرز سوریه وعراق در کنار فرات ) با هم مواجه شده ونبرد بزرگى در مىگیرد . . . . . و سپاه سفیانى مانند تاریکى شب و سیل از هیچ کجا نمى گذرند جز آنکه آنجا را ویران کرده واهل آنجا را مى کشند ، وداخل کوفه مىشوند و شیعیان آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) را کشته ودر پى خراسانىها حرکت مى کنند ، واز آن سو نیز اهل خراسان در طلب حضرت مهدى علیه السلام بر آمده وبراى آنحضرت دعوت کرده واو را یارى مىنمایند .

·                                       * حدیث شماره : 622 *
* از علی علیه السلام : سفیانى بر شام چیره شده ، آنگاه بین آنها جنگى در مى گیرد در محلى بنام ، قرقیسیا ، چنانکه پرندهاى آسمان ودرندگان زمین از گوشت مردارهاى آنها سیر مى گردند . سپس شکافى در پشت سپاه واقع شده پس گروهى از آنها وارد خراسان گشته وسپاه سفیانى بدنبال آنها وارد کوفه شده وشیعیان آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) مى کشند . سپس اهل خراسان براى یارى وطلب حضرت مهدى علیه السلام قیام مى نماید .
622 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 82

·                                       * حدیث شماره : 1035 *
* محمد بن سنان ، از حذیفة بن منصور از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود : خداوند مائده و طعامى ( ودر روایت دیگر سفره اى ) در قرقیسیا ، دارد ( کنایه از معرکهء کشت و کشتار فراوان ) که کسى از آسمان ندا خواهد داد که اى پرندگان آسمان واى درندگان زمین بیائید و از گوشت ستمگران وظالمان خود را سیر کنید .

1035 - المصادر :
* : النعمانی : ص 278 ب 14 ح 63


 
جمعه 20 بهمن ماه سال 1385
به ddddd12  خوش آمدید

به ddddd12  خوش آمدید

 

نمونه ای از سایتها و وبلاگها

 

گل نرگس بیا دردم دوا کن

 

http://ddddd12.blogfa.com

 

http://ddddd12.blogsky.com


 
سه شنبه 5 دی ماه سال 1385
خراسانی ها(ایرانی ها)

خراسانی ها(ایرانی ها)

حدیث شماره : 1038 *
* عفان بصرى ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت به من فرمود : آیا مىدانى چرا ( شهر قم ) ، قم ، نامیده شده است ؟ عرضکردم : خدا ورسول او و شما ، داناترید ، فرمود : قم نامیده شده ، زیرا اهل آن با حضرت قائم علیه السلام اجتماع کرده وهمراه آنحضرت قیام نموده و در کنار او استقامت بخرج داده ویاریش خواهند نمود .

* حدیث شماره : 1039 *
* حسن بن محمد بن حسن قمى ، صاحب کتاب تاریخ قم به اسانید خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود : شهر کوفه از مؤمنین تهى خواهد شد وعلم از آنجا هجرت کرده وبه جاى دیگر پناه مى برد مانند مار که به لانه خود مى خزد . سپس در شهرى بنام ، قم ، ظاهر شده که آن شهر معدن علم وفضل مى گردد ، تا آنجا که دیگر در زمین کسى که در دین خود ضعیف ونادان باقى بماند یافت نخواهد شد ، حتى نو عروسان ، آنزمان نزدیک قیام قائم ما خواهد بود .
خداوند قم واهل آنرا از کسانى قرار دهد که همراه حضرت حجت ( علیه السلام ) قیام مى نمایند . واگر اینگونه ( شهر قم مرکزیت علم وفضل در آن ) نباشد ، زمین ساکنان خود را در خود فرو خواهد برد ، ودیگر در زمین حجتى باقى نخواهد ماند . آنگاه علم از آنجا ( از قم ) به سائر شهرها در شرق وغرب عالم پخش شده وحجت بر مردم جهان تمام مى گردد ، تا آنجا که در زمین کسى نخواهد ماند که نداى علم ودین به گوش او نرسیده باشد ، سپس حضرت قائم ( علیه السلام ) ظاهر شده وموجب انتقام گرفتن وخشم خداوند بر مردم مى گردد ، زیرا خداوند از مردم انتقام نخواهد گرفت مگر پس از آنکه آنها حضرت حجت ( علیه السلام را ) انکار کنند .

* حدیث شماره : 1041 *
* على بن نعمان ، از ابو الاکراء علی بن میمون صائغ ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : خداوند به شهر ، کوفه ، بر سائر شهرها وبه مؤمنین آن بر مؤمنین سائر شهرها ، احتجاج نموده ، وبه شهر قم بر سائر شهرها وبه اهل آن بر جمیع اهل مشرق ومغرب از جن وانس ، احتجاج مى نماید ، خداوند ، قم ، واهل آنرا مانند اشخاص ضعیف در دین ، ترک نکرده بلکه آنها را توفیق داده و تائید نموده است سپس فرمود : دین ومردم ، در قم ، خوار و ضعیف خواهند بود واگر این گونه نباشد ، مردم از همه جا به آن روى آورده آن شهر ( قم ) خراب شده واهل آن تباه گشته واز آن پس ، قم ، بر سائر شهرها حجت نخواهد بود ، ودر صورتى ( که قم به ویرانى کشیده شود ) دیگر آسمان وزمین ثبات نداشته واز هم خواهند پاشید ، ولحظه اى مهلت داده نخواهند شد . براستى بلاها از ، قم ، واهل آن دفع شده ، وزمانى خواهد آمد که شهر ، قم ، واهل آن حجت بر جهانیان خواهد بود ، واین امر در زمان غیبت قائم ما تا زمان ظهورش خواهد بود . واگر چنین نباشد . زمین اهل خود را در کام خود فرو خواهد برد وهیچ ظالم وستمگرى نمى تواند قصد ناروایى نسبت به ، قم داشته باشد ، چه اینکه خداوند که بر کنندهء ریشهء ستمگران است ، او را ریشه کن خواهد ساخت . وبه گونه اى با بلا ومصیبت یا بوسیله دشمنى او را از سوء قصد به ، قم ، منصرف خواهد نمود ، وخداوند یاد قم واهل آنرا از صفحهء ذهن وحافظهء ستمگران در زمان قدرت ودولتشان ، محو نموده ، همچنانکه یاد خود را از آنان سلب کرده است .

* حدیث شماره : 242 *
* ابو هریره از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت مىکند که حضرت فرمود : اگر دین در ستارهء ثریا باشد مردانى از فارس بسوى آن رفته و به آن دست مىیابند .

* حدیث شماره : 251 *
* ابى قلابه ، از ثوبان نقل کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است : هر گاه دیدید پرچمهاى سیاه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هر چند از روى یخ بگذرید . خلیفة الله ، حضرت مهدى ( علیه السلام ) میان آنان مىباشد .

* حدیث شماره : 623 *
* از علی علیه السلام : پرچمهاى سیاهى براى جنگ با سفیانى قیام کرده که در میان آنها جوانى از بنى هاشم بوده که در کتف چپ او خالى نمایان مى باشد وجلودار آن پرچمها مردى از ، بنى تمیم ، بوده که شعیب بن صالح نامیده شده وسپاه سفیانى را فرارى مى دهند

* حدیث شماره : 255
* مسلم بن یسار ، از سعید بن مسیب ، از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت مىکند که حضرت فرمود : پرچمهاى سیاهى از بنى عباس ، از مشرق خروج خواهد کرد وتا زمانى که خدا بخواهد حکومت خواهند نمود ، سپس پرچمهاى کوچکى به رنگ سیاه نیز از مشرق ظاهر مىشوند که با مردى از فرزندان ابو سفیان و یاران او مىجنگند ، و به اطاعت حضرت مهدى علیه السلام در مى آیند .
* *

* حدیث شماره : 570 *
* ابراهیم بن عبید الله بن علاء ، از پدرش از امام صادق علیه السلام وآن حضرت از علی علیه السلام نقل کرده که فرمود : خداوند زمین را از ستمگران پاک نخواهد کرد تا آنکه خون حرامى ریخته شود ، سپس حضرت برنامه بنى امیه وبنى عباس را در حدیثى طولانى ذکر کرده ، سپس فرمود : زمانیکه شخصى از ما در خراسان قیام کرده وبر سرزمین ، کوفان وملتان غلبه نمود واز جزیرهء بنى کاوان گذشت ونیز شخصى دیگر از ما در جیلان قیام کرده و قبائل ، آبر و دیلمان به او بپیوندند ، و براى یارى فرزند من ( مهدى ) پرچمهاى ترک بطور پراکنده در گوشه وکنار جهان در میان کم وبیش مشکلات به اهتزاز در آمد وزمانى که بصره خراب شده و رئیس امارت و حکومت در مصر قیام کند ، سپس حضرت حکایتى طولانى را ذکر کرد ، و فرمود : زمانیکه هزاران نفر تجهیز شده و صفها کشیده شد وشخص بزرگتر ، شخص کوچکتر را بکشد آنگاه شخص دیگرى قیام کند و انقلاب نماید و کافر هلاک شود ، سپس قائم منتظر وامام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قیام مىنماید و او از فرزندان توست اى حسین ، در حالیکه هیچ فرزندى مانند او نخواهد بود ، در بین رکنین ( بین رکن ومقام در مکه ) با دو لباس کهنه قیام کرده و بر جن و انس غلبه مىنماید و [ انتقام از ] دو خون را در زمین ترک نخواهد کرد خوشا به حال کسى که زمان او را درک کرده و شاهد دوران آن حضرت باشد .

* حدیث شماره : 620 *
* از علی علیه السلام نقل است که فرمود : زمانیکه پرچمهاى سیاه که در بین آنها شعیب بن صالح مىباشد بر علیه سفیانى برافراشته گردد آن زمان است که مردم آرزوى حضرت مهدى علیه السلام را داشته و او را مىخوانند ، آنگاه حضرت از مکه با پرچم رسول الله صلى الله علیه و آله قیام کرده و دو رکعت نماز مىگذارد در حالیکه مردم از قیام آن حضرت بخاطر طول زمان و شدت بلایا و گرفتاریها ناامید گشته اند وپس از آنکه از نماز فارغ شد مىفرماید ، اى مردم بلا وگرفتاریها ، امت حضرت محمد صلى الله علیه و آله را بطور عموم و اهل بیت او را بطور خصوص فرا گرفته است .

* حدیث شماره : 621 *
* از علی علیه السلام که فرمود : زمانیکه سپاه سفیانى بطرف کوفه حرکت مى کند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى یارى وطلب حضرت مهدى علیه السلام با پرچمهاى سیاه قیام کرده وبفرماندهى شعیب بن صالح با سپاه سفیانى در محل اصطخر ( مسجد سلیمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد که خراسانیها پیروز شده وسپاه سفیانى فرار مى کند ، آنوقت استکه مردم آرزوى حضرت مهدى علیه السلام را کرده واو را طلب مى نمایند .

* حدیث شماره : 622 *
* از علی علیه السلام : سفیانى بر شام چیره شده ، آنگاه بین آنها جنگى در مى گیرد در محلى بنام ، قرقیسیا ، چنانکه پرندهاى آسمان ودرندگان زمین از گوشت مردارهاى آنها سیر مى گردند . سپس شکافى در پشت سپاه واقع شده پس گروهى از آنها وارد خراسان گشته وسپاه سفیانى بدنبال آنها وارد کوفه شده وشیعیان آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) مى کشند . سپس اهل خراسان براى یارى وطلب حضرت مهدى علیه السلام قیام مى نماید .

* حدیث شماره : 720 *
* حذلم بن بشیر روایت کرده و مىگوید : به امام زین العابدین علیه السلام عرض کردم : که خروج حضرت مهدى علیه السلام را برایم تعریف نما ، حضرت فرمود : قبل از قیام آن حضرت شخصى خروج خواهد کرد بنام عوف السلمى در سرزمین جزیره ( حجاز ) و منزلش در ، بکریت ، بوده ودر مسجد دمشق کشته خواهد شد . بعد از آن شعیب بن صالح از سمرقند خروج کرده وبعد از آن سفیانى ملعون از وادى ، یابس ، از فرزندان عتبه بن ابى سفیان ، خروج خواهد کرد . هنگامیکه سفیانى خروج کند حضرت مهدى علیه السلام مخفى مىگردد .

249 - " یخرج ناس من المشرق ، فیوطئون للمهدی "
* حدیث شماره : 249 *
* عبد الله بن حارث بن جزء زبیدى ، از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود : گروهى از مشرق خروج خواهند کرد که خود را براى حضرت مهدى علیه السلام آماده مىسازند .

* حدیث شماره : 250 *
* ابو نعیم ، از ثوبان ، از رسول الله صلى الله علیه وآله نقل کرده است که فرمود : پرچمهاى سیاهى از سمت مشرق پدیدار خواهند شد که دارندگان آنها دلهایى سخت تر و محکمتر از آهن دارند و هر کسى خبر آنها را بشنود باید بسوى آنها رفته وبا ایشان بیعت نماید هر چند از روى یخ بگذرد .

* حدیث شماره : 796 *
* معمر بن یحیى بن سام ، از ابو خالد کابلى ، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : گویا مى بینم گروهى از مشرق قیام کرده وحق را مطالبه مىنمایند وبه آنها نمىدهند . دو باره آنرا مطالبه کرده وبه آنها داده نمىشود وزمانى که مىبینند با آنان چنین رفتار مى شود شمشیرهاى خود را بر دوش گرفته آماده مبارزه مىشوند آنگاه حق را به آنها داده ، ولى دیگر قبول نکرده وقیام مىنمایند . وشمشیرهاى خود را جز به صاحب شما ( حضرت صاحب الزمان علیه السلام ) تحویل نخواهند داد ، کشته هاى آنان شهید مى باشند . اما من چنانچه در آن زمان باشم ، خود را براى حضرت صاحب الامر ( علیه السلام ) نگه خواهم داشت ( یعنى همراه آنان قیام نخواهم کرد ) .
796 - المصادر :
* : النعمانی : ص 273 ب 14 ح 50

* حدیث شماره : 621 *
* از علی علیه السلام که فرمود : زمانیکه سپاه سفیانى بطرف کوفه حرکت مى کند ، بدنبال اهل خراسان براى جنگ فرستاده ولى اهل خراسان براى یارى وطلب حضرت مهدى علیه السلام با پرچمهاى سیاه قیام کرده وبفرماندهى شعیب بن صالح با سپاه سفیانى در محل اصطخر ( مسجد سلیمان ) روبرو شده وجنگ بزرگى اتفاق مى افتد که خراسانیها پیروز شده وسپاه سفیانى فرار مى کند ، آنوقت استکه مردم آرزوى حضرت مهدى علیه السلام را کرده واو را طلب مى نمایند .
621 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 86

* حدیث شماره : 798 *
* سعید ابو عثمان ، از جابر ، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : جوانى از بنى هاشم که در کف دست راست او خالى مىباشد همراه با برچم هاى سیاه از خراسان قیام کرده وقبل از او ، شعیب بن صالح ، قیام خواهد کرد . با یاران سفیانى مى جنگد وآنها را شکست مىدهد .
798 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 84 - حدثنا سعید أبو عثمان ، عن جابر ، عن أبی جعفر قال : -
* : عقد الدرر : ص 128 ب 5 - عن ابن حماد .
* : عرف السیوطی ، الحاوی : ج 2 ص 68 - عن ابن حماد ، وفیه ( . . بکفه الیمین ) .
* : برهان المتقی : ص 151 ب 7 ح 20 - عن ابن حماد .
* : ملاحم ابن طاووس : ص 53 ب 97 - عن ابن حماد ، وفیه ( . . ویأتی من خراسان )

 


 
چهارشنبه 3 آبان ماه سال 1385
رجعت

رجعت
* حدیث شماره : 1152 *
* موسى بن حناط گفت از امام صادق ( ع ) شنیدم که مى فرمود : ایام الله سه روز است ، روزى که قائم ( ع ) ظهور کند ، وروز رجعت ، وروز رستاخیز "
1152 - المصادر :
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 18

·             * حدیث شماره : 1153 *
* این روایت به نحو ارسال از امام صادق ( ع ) نقل شده که حضرت در باره رجعت فرمود : " همانا کسانى که ایمان ناب وکامل وکسانى که کفر خالص داشته اند هنگام ظهور قائم ( ع ) به دنیا بر مى گردند ، ولى غیر از این افراد تا روز قیامت کسى به دنیا بر نمى گردد .

·             "
* حدیث شماره : 875 *
* داود بن راشد ، از حمران بن اعین ، از امام باقر ( ع ) نقل کرده که فرمود : بزودى همسایه شما ، حسین بن علی علیهما السلام ، دو باره به دنیا باز خواهد گشت و آنقدر حکومت مىکند که ابروهاى وى از شدت پیرى به روى چشمانش مىافتد .
875 - المصادر :
* : بصائر الدرجات ، سعد بن عبد الله : - على ما فی البرهان .
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 22

·             حدیث شماره : 1156 *
* محمد بن مسلم مى گوید از حمران بن أعین وأبا الخطاب شنیدم که آندو از امام صادق ( ع ) شنیده اند که مى فرمود : نخستین کسى که زمین برایش شکافته مى شود وبه دنیا بر مى گردد حسین بن علی علیهما السلام است ، رجعت عمومى نیست بلکه براى عده اى خاص است ، وجز کسانى که ایمان خالص ویا کفر خالص داشته باشند ، رجعت ندارند "

·             * حدیث شماره : 876 *
* محمد بن زید نخعى ، از سیف بن عمیره ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : هنگامیکه حضرت قائم علیه السلام قیام فرماید ، به مؤمن در قبرش مى گویند : صاحبت قیام کرده اگر دوست داشته باشى مى توانى زنده شده وبه او ملحق گردى واگر هم دوست داشته باشى مىتوانى تحت لطف وکرامت پروردگارت بمانى .
876 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما فی غیبة الطوسی .
* : دلائل الإمامة : ص 257

·             * حدیث شماره : 1166
* أحمد بن محمد از ابو عبد الله برقى مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل مى کند که حضرت به داود رقى که در حال رفتن بود نگریست وفرمود : کسى که خوشحال مى شود به مردى از یاران قائم ( ع ) بنگرد ، باید به این شخص ( داود رقى ) بنگرد ، ودر جایى دیگر فرمود : وى را ( داود ) میان خود به منزلهء مقداد رحمة الله ، بشمار آورید .

·                                               درضمن دو حدیث طولانی با شماره های 1161 و 529  در این مورد وجود دارد

 


 
جمعه 7 مهر ماه سال 1385
دجال

·             حدیث شماره : 382 *
* قتاده از أنس از رسول خدا ( ص ) روایت کرده که آن حضرت فرمود : " هیچ پیامبرى نیامد مگر اینکه امت خویش را از آن انسان یک چشم دروغگو بر حذر داشت ، آگاه باش ، او یک چشم دارد ، وخداوند تبارک وتعالى چنین نیست ، میان چشمانش نوشته شده کافر ، هر مؤمنى آنرا مى خواند "
* *
* : العمدة : ص 440 ص 925 - عن مسلم ، والبخاری .
* : منتخب الأثر : ص 461 ف‍ 6 ب‍ 7 ح‍ 2 - عن الترمذی .
382 - المصادر :
* : الطیالسی : ص 265 ح‍ 19

·             386 - " ما بین خلق آدم علیه السلام إلى قیام الساعة أمر أکبر من الدجال "
* حدیث شماره : 386 *
* هشام بن عامر مى گوید ، از رسول خدا ( ص ) شنیدم که مى فرمود : " در فاصلهء میان آفرینش آدم " ع " تا رستاخیز ، قضیه اى بزرگتر از دجال وجود ندارد "
386 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 146

·             * حدیث شماره : 392 *
* عبدالرحمان بن أبی بکرة از پدرش روایت کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " پدر ومادر دجال مدت سى سال داراى فرزند نشدند ، پس از این مدت کودکى بر ایشان متولد شد که داراى یک چشم وزیان بارترین و بى فایده ترین چیز بود چشمانش بخواب مىرفت ودلش خواب نداشت ، وى گفت : رسول خدا ( ص ) پدرش را توصیف کرد وفرمود : پدرش مردى بلند قد و داراى اندامى ناهمگون بوده و گویى بینى وى منقار است ، و مادرش زنى بلند بالا و بى ریخت و داراى پستانهاى درشت است .

·             * حدیث شماره : 395 *
* عبادة بن صامت مى گوید : رسول خدا ( ص ) فرمود : دربارهء دجال آنقدر با شما سخن گفتم تا آنجا که بیم آن داشتم که تعقل نکنید ، مسیح دجال مردى کوتاه قد بوده و میان پاهاى او فاصله دارد ، داراى موهاى مجعد ، یک چشم دارد که نه بر آمده است و نه گود نشسته ، اگر او بر شما مشتبه شد ، بدانید که پروردگار شما چنین نیست ، و شما هرگز خداى خویش را نمى بینید تا از دنیا بروید .
* حدیث شماره : 444 *
* ابو مالک اشجعى از ربعى واو از حذیفه نقل کرده که وى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " من از خود دجال بهتر مى دانم که با او چیست ، با او دو رودخانه و نهر جارى است که یکى بطور آشکار آب سفید ودیگرى بوضوح آتشى شعله ور است ، اگر کسى آنرا درک کرد باید به نهرى روى آورد که آنرا به صورت آتش مى بیند وباید چشمانش را بهم بگذارد و سر خود را به زیر افکند واز آن بنوشد ، زیرا آن آبى خنک است . دجال داراى یک چشم است و در آن لکه اى پر رنگ وجود دارد ومیان چشمان او نوشته شده است ، کافر ، هر مؤمن با سواد وبى سوادى آنرا مى تواند بخواند " .
444 - المصادر :
* : ابن أبی شیبة : ج 15 ص 133 ح 19318

·             * حدیث شماره : 427 *
* ابو سلمة بن عبدالرحمان گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " فرود مى آید دجال در خوز و کرمان با هشتاد هزار تن که صورتهایى چون سپرهاى راه راه وکلاه بر سر دارند وداراى کفشهایى از مو هستند "
427 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 191

·             * حدیث شماره : 460 *
* عبد الله بن عثمان بن خیثم ، از شهر بن حوشب و او از اسماء بنت یزید بن سکن انصارى نقل کرده که وى گفت : از رسول خدا ( ص ) شنیدم که مىفرمود : ( دجال چهل سال در زمین درنگ خواهد کرد ، سال مانند ماه ، و ماه مانند هفته ، و هفته چون روز و روز مانند سوختن شاخه هاى نخل در آتش بود ) .
460 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 392 ح 20822

·             * حدیث شماره : 210 *
* از ربیعة بن أبو عبدالرحمان ، از انس بن مالک از رسول الله صلى الله علیه وآله ، روایت شده که فرمود : دجال از محله یهودیهاى اصفهان خروج نموده ، و هفتاد هزار یهودى که همه تاج بر سردارند همراه او خواهند بود .
210 - المصادر :
* : أحمد : ج 3 ص 224

·             415 - " یخرج الدجال من خراسان "
* حدیث شماره : 415 *
* ابن مسیب آنرا از ابو بکر نقل کرده وبه پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : دجال از خراسان خروج مى کند "

·             * حدیث شماره : 419 *
* ابن طاووس از پدرش از کعب نقل نموده که گفت : و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : " دجال از عراق خروج مى کند " .

·             * حدیث شماره : 421 *
* ابو امامه باهلى مى گوید ، رسول خدا ( ص ) فرمود : " دجال از راه میان شام و عراق خروج مى کند "

421 - المصادر :
* : حماد : ص 149

·             * حدیث شماره : 431 *
* ابو عبد الله قراظ روایت کرده که از سعد بن مالک وابو هریره شنید که مىگویند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بار خدایا مردم مدینه را در شهرشان برکت عنایت فرما ، در روزى آنها خیر وبرکت ایجاد کن ، معبودا ، ابراهیم " ع " بنده ودوست تو بود ومن بنده و فرستاده تو هستم ، ابراهیم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست کرد ومن همانگونه که ابراهیم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست نمود براى مردم مدینه در خواست مى نمایم ، شهر مدینه در احاطه فرشتگان است ، بر هر گذرگاهى دو فرشته قرار دارند که از آن مراقبت مى کنند ، بیمارى طاعون و دجال وارد این شهر نمىشوند ، هر کس قصد خیانت به این شهر را داشته باشد ، خداوند او را ذوب مى کند همانگونه که نمک در آب ذوب مىشود .

·             * حدیث شماره : 451 *
* ابو هریره مى گوید رسول خدا ( ص ) فرمود : " وقتى که یکى از شما از تشهد فارغ مىشود ، باید از چهار چیز به خدا پناه ببرد ، از عذاب دوزخ واز عذاب قبر ، و از آشوب و فتنهء زندگى ومرگ واز شر مسیح دجال " .
451 - المصادر :
* : ابن أبی شیبة : ج 15 ص 130 ح 19308

·             * حدیث شماره : 478 *
* سیابه از امام صادق ( ع ) نقل مىکند که گفت : مردى از حضرت پرسید فدایت شوم مىگویند ، زراعت وکشاورزى مکروه است ، حضرت بدو فرمود : " زراعت نمائید ودرخت بنشانید ، بخدا سوگند مردم کارى حلال تر وپاکیزه تر از آن انجام نداده اند ، بخدا سوگند پس از خروج دجال زراعت مى شود ونخل کاشته مى شود "

478 - المصادر :
* : الکافی : ج 5 ص 260 ح 3

·             * حدیث شماره : 469 *
* زهرى از سالم از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا ( ص ) با جمعى از اصحاب از جمله عمر بن خطاب از کنار ابن صیاد که کودکى بود گذارشان افتاد واو متوجه نشد ، تا اینکه رسول خدا ( ص ) با دستش به پشت او اشاره کرد وفرمود : آیا گواهى مىدهى که من رسول خدا ( ص ) هستم ؟ ابن صیاد به او نگاهى کرد وگفت : گواهى مى دهم که تو پیامبر بى سوادان هستى ، ابن صیاد به پیامبر گفت : آیا تو گواهى مى دهى من فرستاده خدا هستم ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : به خدا ورسول وفرستادگان او ایمان آوردم ، پیامبر به او فرمود : چه چیز بر تو وارد مى شود ؟ ابن صیاد گفت : بر من راستگو و دروغگو وارد مى شود ، پیامبر ( ص ) فرمود : امر را بر تو بهم آمیخته ، وسپس رسول خدا ( ص ) فرمود : چیزى را براى تو نهان کرده ام ، و ( یوم تأتى السماء بدخان مبین ) را براى او در نظر گرفته بود ، ( دجال ) ابن صیاد گفت : آن ، " دخ " است رسول اکرم ( ص ) فرمود : خفه شو ، از قدرت خود نمىتوانى تجاوز کنى ، عمر گفت : اى رسول خدا ( ص ) به من اجازه بده او را گردن بزنم ، پیامبر ( ص ) فرمود : اگر این شخص خود او ( دجال ) باشد ، قدرت استیلاى بر وى را ندارى ، واگر او همان شخص نباشد ، بنابراین از کشتن او سودى نبرده اى " .
* *
* : الخرائج : ص 283

·             * حدیث شماره : 399 *
* عبید بن عمر لیثى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " رستاخیز به پا نمىشود تا آنکه سى نفر دروغگو خروج مى کنند وهمهء آنها مدعى هستند که قبل از قیامت ، پیامبر هستند

·             * حدیث شماره : 471 *
* سعید بن مسیب ، از ابوذر غفارى نقل کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " مثال اهل بیت من به سان کشتى نوح ( ع ) است کسى که بر آن سوار شد نجات یافت وکسى که از سوار شدن بر آن سر بر تافت ، غرق گشت ، و کسى که در آخر الزمان با ما نبرد وستیز داشته باشد ، گویى همراه دجال جنگیده است " .
471 - المصادر :
* : البزار : على ما فی کشف الهیثمی ، ومجمع الزوائد .
* : الطبرانی ، الصغیر : ج 1 ص 139 ح 140

·             * حدیث شماره : 473 *
* محمد بن مروان از امام صادق ( ع ) نقل کرده که حضرت فرمود : کسى که با ما اهل بیت کینه توزى کند ، خداوند او را یهودى محشور مى کند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) هر چند شهادتین را گفته باشد ! فرمود : آرى ، زیرا او در پناه این دو کلمه از ریخته شدن خون خویش جلوگیرى کرده ویا در حالى که او ذلیل است جزیه مىپردازد ، آنگاه فرمود : کسى که بغض وکنیه ما اهل بیت را در دل داشته باشد ، خداوند او را یهودى برمىانگیزاند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) چگونه ؟ فرمود : اگر دجال را درک کند بدو مىگرود " .
473 - المصادر :
* : المحاسن : ص 90 ب 16 ح 39

·             * حدیث شماره : 479 *
* مفضل بن عمر از امام صادق ( ع ) روایت کرده که حضرت فرمود : " خداى تبارک وتعالى چهارده هزار سال پیش از آفرینش انسانها که ارواح ما بودند چهارده نور را آفرید ، بدو گفته شد : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آن چهارده نفر کیانند ؟ حضرت فرمود : محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسین وامامان از ذریه حسین " ع " که آخرین آنان قائم است ، هم او که پس از غیبتش قیام و ظهور مىنماید و دجال را به قتل مى رساند ، و زمین را از هر ظلم وستم ، پاک مى گرداند " .
479 - المصادر :
* : کمال الدین : ج 2 ص 335 ب 33 ح 7

·             * حدیث شماره : 434 *
* عمرو بن عبد الله حضرمى ، از ابو امامهء باهلى نقل کرده که گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هیچ بخشى از زمین باقى نمىماند مگر اینکه دجال وارد آن مى شود وبر آن استیلاء مى یابد ، مگر مکه ومدینه ، زیرا او از هر گذرگاهى که بخواهد وارد مدینه شود ، فرشته اى با شمشیر کشیده با او روبرو مى شود تا آنکه کنار تپه سرخ و بعد از انتهاى نمکزار ودر محل تجمع سیلابها فرود مى آید ، آنگاه شهر مدینه اهل آنرا سه بار مىلرزاند ، وهیچ مرد وزن منافقى باقى نمىماند مگر اینکه به او (دجال ) ملحق مىشوند ، در آنروز مدینه پلیدیها را از خود مىزداید همانگونه که دم آهنگرى نا خالصى آهن را بین مى برد ، آنروز روز خلاص و رهایى نامیده مى شود ، أم شریک عرض کرد : در آن روز مسلمانان کجایند ؟ فرمود : در بیت المقدس ، دجال خروج مى کند وآنها را به محاصره در مى آورد ، تا آنکه خبر فرود آمدن حضرت عیسى به او مى رسد پا به فرار گذاشته و مىگریزد " .

·             * قسمتی از حدیث شماره : 476 *

·             و از جملهء آن نشانه ها ،دجال بزرگ یک چشم است که چشم راست او ناپیدا است ودر چشم دیگرش لکه اى مانند گوشت جویده شده دیده مىشود ، که آمیخته به خون است ، چشم وى مانند دانهء انگورى است که روى آب شناور باشد از حدقه بیرون آمده است ، گروهى از مردم بصره هستند که تعدادشان به اندازهء شهداى ، ابله ، مىرسد وانجیل ها را حمایل دارند از او پیروى مىکنند

·              

·             حدیث شماره : 1477 *
* صفوان بن عمرو ، از مشایخ از کعب الاحبار نقل کرده وآنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است وگفته : هنگامى که عیسى بن مریم ، همراهان اندک خود را دید ، نزد خداى متعال شکوه نمود ، خداوند فرمود : من تو را نزد خود بالا مى برم و تو را مىمیرانم ، واینگونه نیست که هر کسى را نزدم بالا بردم ، بمیرد . بلکه تو را بر دجال یک چشم بر مى انگیزم و تو او را بقتل مى رسانى ، وپس از آن بیست وچهار سال زندگى خواهى کرد ، وسپس تو را مى میرانم ، با مردنى حق .

·              

 

 


 
جمعه 7 مهر ماه سال 1385
سفیانی = 03
سفیانی = 03

• حدیث شماره : 290 *
* روایت از منابع سنیها ، ابن حماد از رسول الله صلى الله علیه وآله : سفیانى سپاهى به مدینه فرستاده و دستور مىدهد که هر کسى را که از بنى هاشم مىباشند ، حتى زنان حامله را بکشند و این کار را به این جهت انجام مىدهد که شخصى هاشمى از مشرق بر علیه یاران سفیانى خروج مىکند و سفیانى مىگوید تمام این بلاها و کشتن یاران من بخاطر آن هاشمى و یاران اوست . پس دستور قتل آنها را داده ، تا آنکه دیگر در مدینه کسى از بنى هاشم ، حتى زنان آنها دیده نشده یا کشته شده یا از ترس فرار کرده و به بیابانها و کوهها گریخته و یا به مکه پناهنده شده است . تا مدتى سپاه سفیانى چنین رفتار نموده ، سپس دست نگهمیدارند ، اما پس از آنهم هنوز ترسان و هراسان بوده تا آنکه حضرت مهدى علیه السلام ظاهر شده و تمامى آنها ( بنى هاشم ) به دور آن حضرت در مکه جمع مىگردند .
290 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 89
• 1034 - " إذا خرج السفیانی یبعث جیشا إلینا وجیشا إلیکم فإذا کان کذلک فأتونا على ( کل ) صعب وذلول "
* حدیث شماره : 1034 *
* اسماعیل بن أبان ، از یونس بن أبی یعفور روایت کرده که مىگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم مىفرمود : زمانى که سفیانى خروج کند ، سپاهى بسوى ما ( به مدینه ) وسپاهى به سوى شما ( به عراق ) خواهد فرستاد : اگر این مسأله اتفاق افتاد شما با هر مرکب چموش یا رام وغیر چموش ( بهر وسیله اى که مى توانید ) خود را به ما ( بمدینه ) برسانید .
1034 - المصادر :
* : النعمانی : ص 306 ب 18 ح 1
• * حدیث شماره : 303 *
* معمر ، از قتاده ، مرفوعا آنرا از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که حضرت فرمود : پس از مرگ خلیفه ( در حجاز ) اختلافى خواهد افتاد ، آنگاه مردى ( مهدى علیه السلام ) از مدینه خارج شده وبه مکه مى رود ، ومردم به سوى آن شخص ( مهدى علیه السلام ) رفته هر چند آن حضرت از بیعت نا خشنود است ، ولى میان رکن ومقام با او بیعت مىنمایند ، سپس سپاهى از شام به سمت حضرت آمده ، اما همین که به زمین بیداء ، مى رسند ، زمین آنها را در کام خود فرو مى برد . آنگاه گروههایى از عراق و متدینین و ابدال و مؤمنین عالى مقام از شام خدمت آنحضرت رسیده و با وى بیعت مى نمایند . و آن زمان حضرت گنجها را بیرون آورده واموال را تقسیم مىکند واسلام را در زمین مستقر مىسازد ، آن حضرت به همین وضعیت هفت یا نه سال حکومت خواهد کرد .
• حدیث شماره : 1003 *
* یعقوب بن یزید ، از زیاد قندى ، از گروهى از یارانش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که از آن حضرت سئوال شد ، آیا خروج سفیانى از وقایع حتمیه است ؟ حضرت فرمود : آرى وکشته شدن نفس زکیه وقیام حضرت قائم ( علیه السلام ) از وقایع حتمیه بوده وفرو رفتن ( سپاه سفیانى ) در سرزمین بیداء وظاهر شدن دستى از آسمان ، ونداء از آسمان هم از حتمیات است . عرض کردم : منظور از ندا چیست ؟ فرمود : منادى از آسمان باسم حضرت قائم وپدرش ( علیهما السلام ) ندا خواهد داد .
1003 - المصادر :
* : النعمانی : ص 257 ب 14 ح 15
• * حدیث شماره : 851 *
* ابن لهیعه ، از ابو زرعة ، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : زمانیکه پناهنده مکه ( حضرت مهدى علیه السلام ) فرورفتن سپاه ( سفیانى ) را مىشنود با دوازده هزار تن که میان آنها ابدال وبزرگانى هستند ، از مکه خارج شده تا در زمین ، ایلیا ، فرود مىآید . آنگاه کسى که آن سپاه را فرستاده ( یعنى سفیانى ) وقتى مىشنود آن حضرت در ، ایلیا ، فرود آمده مىگوید : بخدا سوگند آن حضرت داراى عبرت و عجائبى است ، من بسوى او سپاه فرستادم ولى در زمین فرو رفتند و این خیلى شگفت آور است ، آنگاه سفیانى خود را به حضرت رسانده و با او بیعت مىکند . اما فامیل ( دائىهاى او ) از قبیله کلب او را سرزنش کرده و مىگویند خدا پیراهنى ( لباس پادشاهى و فرمانروایى ) را که به تن تو کرده بود ، در آوردى و او مىگوید آیا صلاح مىدانید که بیعت خود را پس بگیرم ، مىگویند آرى ، پس نزد حضرت آمده ومىگوید بیعت خود را از من بردار ولى حضرت قبول نکرده و به او مىگوید : آیا دوست دارى که بیعت را پس بگیرى مىگوید : آرى ، سپس حضرت بیعت را از او برداشته و مىفرماید : این کسى است که از اطاعت من بیرون شده ، آنگاه دستور مىدهد در منطقه ، بلاطهء ایلیا ، او را گردن بزنند ، سپس حضرت به قبیله کلب حمله کرده و آنها را غارت مىنماید وکسى که نتواند آنروز براى خود غنیمتى جمع کند ناکام خواهد بود .
851 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 95 - حدثنا الولید ورشدین ، عن ابن لهیعة قال : حدثنی أبو زرعة ، عن محمد بن علی قال : -
* : عقد الدرر : ص 84 ب 4 ف 2