? وضعیت مسلمانان قبل از ظهور - سلام بر امام مهدی عج
X
تبلیغات
رایتل

سلام بر امام مهدی عج

مروری بر سی دی امام مهدی عج

وضعیت مسلمانان قبل از ظهور


وضعیت مسلمانان قبل از ظهور




563 - " لتملأن الأرض ظلما وجورا ، حتى لا یقول أحد الله الله ، یستعلن به ، ثم لتملأن بعد ذلک قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا "
* حدیث شماره : 563 *
* ابو اسحاق ، از عاصم بن ضمره ، از علی علیه السلام نقل کرده است که فرمود : مطمئنا زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد چنانکه دیگر کسى آشکارا ، خدا خدا ، نخواهد گفت ، سپس بعد از آن از عدل داد پر خواهد گشت همچنانکه از ظلم و ستم پر گشته بود .



* حدیث شماره : 571 *
* عبدالرحیم بن نصر بارقى ، از زید بن علی ، از علی ( ع ) نقل کرده که فرمود : زمانى که ریاست بدست فاسق ترین آنها افتاد وبراى در امان بودن از شر دیگران آنها را احترام نمودند و به دنیا دوستان و پول پرستان تعظیم و احترام گذاشتند و حاملین و عاملین به قرآن کوچک شمرده شوند و تجارت آنها از ربا و خوراک آنها اموال یتیمان گردد ومساجد تعطیل شود و شخص دوست خود را اکرام و پدرش را از خود رانده و براى باطل یکدیگر را یارى و زیارت کنند و صله رحم تعطیل شده و کتاب خدا را با آهنگ خوانده شود و علم و دانش براى غیر دین بکار رود و مردم امانت را خورده و خائنین مطمئن و معتبر شوند و اشخاص امین ، خائن محسوب گردند و سخن اشخاص سفیه و نادان در امور بکار رفته و معتبر شمرده شود و مساجد و کلیساها آذین بندى شده و در مساجد صداها بلند گشته و اطاعت خدا براى سرمایه و امر دنیوى بکار رود و قاریان قرآن زیاد و فقها اندک وفحش دهنده به اشخاص با تقوا و پرهیزکار زیاد گردند . در آن هنگام آمادهء باد قرمز و فرو رفتن در زمین و مسخ شدن مردم وبلاهاى آسمانى و زلزله ها و امور شگفت آور باشید . راوى گفت : زمانیکه حضرت على بن الحسین علیهما السلام این حدیث را نقل فرمود شدیدا گریست و مى فرمود : من اسباب و لوازم آنها را دیده ام وخداست که از او یارى خواسته مىشود .
* حدیث شماره : 579 *
* من نزدیک است که بروم وبه سمت غروب خودم مى روم وانتظار فتنه ابى امیه را ببرید وحکومت کسروى ومرگ چیزهایى که خداوند زنده نمود وچیزهایى که خداوند میراند زنده شود ، ( وبیشتر در منزل بمانید ) وخانه هایتان محراب شما باشد ، وپاره آتش را به دندان بگیرید خدا را زیاد یاد کنید ویاد خداوند بزرگترین است اگر بدانید سپس فرمود : مدینه یک شهر ساخته مى شود اسمش ( الزوراء ) یعنى منحرف - بین دجله وشاخه از دجله وفرات - اگر به ببینى آنرا ساخته شده به گچ وآجر ومزین به طلا ونقره لا جوردى منبت ومرمرهاى مختلف ودربهایى از چوب ابنوس که منبت به آج است وخیمه ها وگنبدهاى مخصوص وعلامت ساختمان هاى بلند با چوبهاى ساج وعرعر وصنوبر وچوب وپرشد از کاخها وپادشان اولاد شیطان پشت سرهم آمدند 24 شاه ازاینها سفاح ( خونریز ) وچوپان ها وجمع آور ومکار وپیروز ومؤنث ونگاه گر وقوچ وهزیان گر ؟ ومغرم به جمع مالیات وشکست خورده ( وسخت براى کسیکه واردش بشود ) وصاحب علم وصوفى وبى بند وبار وسیار ) . . . واسراف کننده وکسیکه مردم را خسته مى کند . . . . اهل ترف وهارو کسیکه علامت دارد وظالم وستمگر وعیوق - ( کسیکه دیر برسد ) گنبد رنگ خاکى ساخته مى شود که کلاه قرمز دارد ، بعد از اینها قائم حق در اقلیمها دنیا مى آید مانند ماه ، درخشان نورانى در بین ستارگان مى درخشنده خروج حضرت علاماتى دارد 1 - طلوع ستاه دنباله دار ، در آن سال هرج ومرج مى شود واین علامت حاصلخیز ، پس اگر این ده علامت تمام شد آنوقت ماه درخشان ظاهر مى شود کلمه خدا که کلمة اخلاص وتوحید است تمام مى شود آرى عهدى که پیامبر به من القا کرد که رسیاست اسلام را دوازده امام بعهده مى گیرید که 9 نفر از نسل ( امام ) حسین ( ع ) وفرمود : هنگام معراج به اسمان به ساق عرش نگاه کردم . در آن نوشته شده بود لاإله إلا الله محمد رسول الله خدایى جز خداى یگانه نیست ومحمد رسول خداست که اورابه على مؤید ویارى کردم ودیدم دوازده نور ، پس گفتم : اى پروردگارنورها چیست این نورها ؟ نداء داده شدم که اى محمد این نورهاى ائمه از نسل توست ، گفتم : اى رسول خدا آیا آنها را براى من نام نمى بردید ؟ فرمود : چرا ، تو امام وخلیفهء بعد از من هستى دین مرا مى پردازى وبه وعده من عمل مى کنى وبعد از تو دو پسرت حسن وحسین وبعد از حسین پسر او على زین العابدین وبعد از على پسراو محمد که به باقر خوانده مى شود . وبعد از محمد پسر او جعفر که به صادق خوانده مى شود وبعد از جعفر موسى که به کاظم خوانده مى شود وبعد از موسى پسر او على که به رضا خوانده مى شود ، وبعد از على پسر او محمد که به زکى خوانده مى شود وبعد از محمد پسر او على که به نقى خوانده مى شود ، وبعد از او پسر او حسن که امین خوانده مى شود ، وقائم از فرزندان حسن اسم او اسم من وشبیهترین مردم بمن است زمین را پر از عدل وداد مى کند همانگونه که از جور وستم پر شده است .




* حدیث شماره : 966
از محمد بن ابى حمزه ، از حمران بن اعین درباره علائم عمومى آخر الزمان نقل شده است که گفت : در محضر امام صادق علیه السلام از بنى عباس ووضع پریشان شیعیان در نزد آنها سخن بمیان آمد : حضرت فرمود : من با ابو جعفر ( منصور خلیفه عباسى ) سفر میکردم ، او در میان همراهانش سوار بر اسب بود ، لشکرى در جلو ولشکرى پشت سر داشت ومن پهلوى او بر الاغى سوار بودم . ابو جعفر بمن گفت : یا ابا عبد الله ( ابا عبد الله کنیه حضرت است ) سزاوار بود که شما از این اقتدارى که خداوند بما داده وگشایش وعزتى که بما ارزانى داشته است خشنود شوى ، وبمردم نگوئى که تو وخاندانت از ما باین امر شایسته تر مىباشید تا ما هم در صدد آزار تو وآنها نباشیم ! حضرت فرمود : من باو گفتم : کسیکه این حرف را از من بتو رسانده دروغ گفته است ، ابو جعفر ( منصور ) گفت : آیا سوگند میخورید که این حرف را نگفته اید ؟ گفتم : مردم جادو گرند ، یعنى میخواهند فساد بر پا کنند ، وتو را از من برنجانند گوش بحرف اینان مده که نیاز ما بتو از احتیاجى که تو بما دارى بیشتر است . سپس ( منصور ) بمن گفت بخاطر دارى که روزى از شما پرسیدم آیا ما بسلطنت میرسیم ؟ فرمودى : آرى سلطنت شما طویل وعریض وسخت است . پیوسته با فرصت کافى و رفاه دنیوى بسر میبرید ، تا در ماهى محترم ، ودر شهرى محترم ، خون محترمى از ما را بریزند . دیدم حدیثى را که سابقا باو گفته بودم حفظ کرده است . در پاسخ گفتم : شاید خداوند تو را از این کار ( ریختن خون ) حفظ کند زیرا من در این حدیث تو را قصد نکردم ، بلکه من فقط حدیثى را روایت کردم بعلاوه شاید آنکس دیگرى از خاندان تو باشد که باین کار مبادرت میورزد . منصور ساکت شد ودیگر چیزى بمن نگفت . وقتى بخانه خود بر گشتم یکى از دوستان ما " شیعیان " نزد من آمد وگفت : بخدا سوگند من شما را در میان لشکر منصور دیدم که سوارالاغى هستید واو سوار اسب وبطرف شما خم شده گفتگو میکند ، مثل اینکه شما پائین دست او قرار گرفته اید .
من پیش خود گفتم : این حجت خدا وامامى است که باید از وى اطاعت کرد . ولى آن دیگرى ( یعنى منصور ) ستمگرى میکند وفرزندان پیامبر را میکشد ودر زمین خونریزى میکند . با وجود این او بر مرکب قرار دارد وشما سوار الاغ هستید ! بدینگونه شکى بدلم راه یافت ، بگونه اى که ترسیدم دین وجانم را از دست بدهم . حضرت فرمود : من بآن مرد شیعه گفتم : اگر میدیدى چقدر فرشته در اطراف وجلو وپشت سر وسمت چپ وراست من میباشند ، او وهمراهانش را خیلى پست میشمردى . او هم گفت : حالا دلم آرام گرفت . سپس آن مرد شیعه پرسید : اینها تاکى سلطنت خواهند کرد وما کى آسوده میشویم ؟ گفتم : نمیدانى که هر چیزى مدتى دارد ؟ گفت : چرا میدانیم گفتم : این دانائى براى تو ثمر بخش نیست ؟ ! هنگامى که بنا باشد اینان منقرض گردند از یک چشم بهم زدن هم زودتر طومار دولت آنها درهم پیچیده میشود ، اگر تو از وضع آنها در پیشگاه خداوند اطلاع داشته باشى که چگونه است ، نسبت بآنها خشمگین تر میشوى . اگر تو وتمام مردم روى زمین سعى کنید که آنها را بیش از آنچه هستند وارد ورطه گناه بنمائید از عهده آن برنخواهید آمد ، پس شیطان تو را وسوسه ننماید . زیرا عزت از آن خدا وپیامبرش واهل ایمان است ، ولى منافقین نمیدانند . نمیدانى که اگر کسى منتظر ظهور دولت ما باشد وبرترس وآزارى که در راه پیروى از ما مى بیند صبر کند ، فردا در زمرهء ما خواهد بود ؟ هرگاه دیدى که حق از میان رفت واهل حق رفتند . ودیدى که ظلم همه جا را فرا گرفته ، ودیدى که دست در قرآن بردند ، وچیزهائى که در آن نبوده داخل آن نمودند ، ( تحریف کردند ) آنگاه از روى هواى نفس آنرا توجیه کردند ، ودیدى که دین دستخوش تغییر و تبدیل شده است همانگونه که آب کاسه تغییر و تبدیل پیدا میکند . ودیدى که پیروان باطل بر اهل حق بر ترى یافته اند ، ودیدى که فساد در همه جا آشکار است وکسى از آن جلوگیرى نمیکند ومرتکبین آنهم خود را معذور میدانند . هرگاه دیدى که فساد در همه جا ومردها بمردها وزنان بزنان اکتفا نموده اند ، ودیدى که مؤمن لب فروبسته وحرفش پذیرفته نمیشود ، ودیدى که فاسق دروغ میگوید ودروغ را برخ او نمیکشند ، ودیدى که کوچک بزرگ را مسخره میکند ، ودیدى پیوند خویشاوندى را بریده اند ، ودیدى که بعضى بعمل فاسد خود افتخار میکنند وتمجید هم میشوند ، و او لبخند میزند وکسى هم چیزى باو نمى گوید ! ودیدى که مردان مانند زنان خود را در معرض عمل نا مشروع قرار میدهند ! ودیدى که زنان با یکدیگر عمل منافى عفت ( مساحقه ) میکنند . هرگاه دیدى که مدح این وآن زیاد شده ، ودیدى که مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل میکنند وکسى را از این کار بر حذر نمیدارند وجلو آنها را نمى گیرند ودیدى که بعضى از مشاهده تلاش و کوشش مؤمنى در امر دین ، پناه بخدا میبرند ! و دیدى که همسایه خود را آزار میرساند وکسى هم او را منع نمیکند ، ودیدى که کافر از دیدن فساد در روى زمین خشنود است ، ودیدى که انواع شراب بطور آشکار نوشیده میشود ! ومردم از خدا نترسیده و بر گرد آن اجتماع میکنند . هرگاه دیدى که امر بمعروف بى ارزش گشته ، ودیدى که اهل فساد در آنچه خدا نمى پسندد ، نیرومند وپسندیده اند . ودیدى که اهل اخبار وحدیث ( علماى دین ) بى مقدار شده اند ودوستداران آنها از نظر افتاده اند ، ودیدى که راه هرگونه عمل خیر بسته شده ، وراه اعمال شر باز است ، ودیدى که حج خانهء خدا تعطیل گشته ومردم را بترک آن وامیدارند ، ودیدى که مردم آنچه را که میگویند عمل نمیکنند . هرگاه دیدى که مردان براى عمل نامشروع با مردان وزنان براى عمل نامشروع بازنان غذاى خوب میخورند ( وتقویت میکنند ) ودیدى که ارتزاق مرد از پشت وى واتزاق زن از جلو است ! ودیدى که زنان مانند مردان مجلسها میگیرند ! ودیدى که صفات زنان در بنى عباس ظاهر گشته ، دست وپاى خود راحنا میگیرند وشانه برموى خود میزنند ، همانطور که زن براى جلب نظر شوهرش موى خود را شانه میکند ! هرگاه دیدى که بمردها پول میدهند که با آنها یا زنان آنها عمل نامشروع کنند ! ودیدى که بمرد رغبت نمودند ومردها هم در این عمل بیکدیگر حسد بردند ، ودیدى که ثروتمند از شخص با ایمان عزیزتر است ، ودیدى که ربا خوارى آشکار است وربا خوار مورد ملامت قرار نمى گیرد ، ودیدى که زنها بعمل زنا افتخار مى کنند ! وهرگاه دیدى که زن رشوه بشوهر خود میدهد واو را وامیدارد که از مردان دست بردارد ( یا اینکه رشوه میدهد که برود با مردان عمل منافى عفت کند تا اوهم با زنان چنین کند ، یا در معاشرت بامردان آزاد باشد ، مؤلف ) ودیدى که بیشتر مردم زنانرا بر اعمال بدشان همراهى میکنند ، ودیدى که مؤمن اندوهگین و از نظر افتاده وخوار است ، ودیدى که بدعتها وعمل زنا آشکار گشته : ودیدى که مردم با شاهد دروغ بدیگران تعدى مینمایند .
ودیدى که حرام حلال گشته ودیدى که امور دینى با رأى شخصى عمل میشود ، وقرآن واحکام آن تعطیل میگردد ، ودیدى که مردم چنان در ارتکاب معاصى جرى شده اند که منتظر رسیدن شب نیستند ( بلکه همهء کارها را علنا در روز انجام میدهند ! مؤلف ) هرگاه دیدى که مؤمن جز با قلب خود قدرت ندارد اعمال زشت را نکوهش کند ودیدى که مال بسیار در راه غضب خداوند صرف میشود ، ودیدى که والیان ، کافران را بخود نزدیک ونیکوکاران را از خود دور میکنند ! ودیدى که والیان در اجراى حکم رشوه میخواهند ودیدى که استاندارى را بمزایده میگذارند ( که هرکس بیشتر پول داد او را باستاندارى برسانند مؤلف ) مى کنند ودیدى که مرد با تهمت وسوء ظن بقتل میرسد ! ودیدى که مردها بمردها پیشنهاد عمل زشت میکنند ، وخود واموالش را در اختیار او میگذارد ! ودیدى که مردان را از نزدیکى با زنان سرزنش مى کنند ( که چرا با مردان آمیزش نمى کنى ) ودیدى که گذران مرد از راه فروش ناموس ( زنش ) تأمین میشود واو این را میداند وبآن تن در مى دهد ! ودیدى که زن شوهر خود را بدبخت مى کند وبرخلاف میل او عمل مى نماید وخرجى شوهرش را مى پردازد ! وهرگاه دیدى که مرد زن و کلفت خود را اجاره میدهد وبه خوردن وخوراکى که از راه رذالت تحصیل میکند راضى میشود ، ودیدى که سوگند خوردن دروغ بخدا زیاد میشود . ودیدى که قمار بازى آشکار شد . ودیدى که علنا شراب فروشى میکنند ومنعى در کار نیست ، ودیدى که زنان مسلمان خود را در اختیار کافران میگذارند . وهرگاه دیدى که لهو ولعب آشکار گشت وکسیکه از کنار آن عبور میکند جلوگیرى نمى نماید ، یا کسى قادر به جلوگیرى آن نیست . ودیدى که مرد با - شرافت در پیش دشمنى که از او وقدرتش وحشت دارد خوار میگردد ، ودیدى که مقربان حکام کسانى هستند که بما اهلبیت ناسزا بگویند . ودیدى که دوستان ما شهادتشان در محکمه پذیرفته نمیشود ، ودیدى که بسخنان دروغ رغبت پیدا میشود ودیدى که شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران ، واستماع سخنان باطل براى مردم آسان است ! ودیدى که همسایه از ترس زبان همسایه اش بوى احترام میگذارد ! ودیدى که احکام الهى تعطیل شده ، ودر موارد آن ، به میل خود عمل مىکنند ودیدى که مساجد طلا کارى شده ، ودیدى راستگوترین مردم ، افتراگویان دروغگو میباشند ودیدى که شر وفساد ظاهر گشته وسعى در سخن چینى میشود . هرگاه دیدى که عمل شنیع زنا شایع شده ، ودیدى که غیبت ، نمک مجلس محسوب میشود ومردم یکدیگر را به آن مژده میدهند . ودیدى که حج وجهاد را براى غیر خدا طلب میکنند . ودیدى که پادشاه ، مؤمن را براى کافر ذلیل میکند ودیدى که ویرانى بیش از عمران وآبادى است ، ودیدى که گذران مرد از راه کم فروشى تأمین میشود ، ودیدى که ریختن خون مردم بى ارزش شمرده میشود ، ودیدى که مرد ریاست را بخاطر رسیدن بدنیا طلب میکند وخود را ببد زبانى مشهور میسازد تا ازوى بترسند وکارهارا باو واگذارند . هرگاه دیدى که نماز سبک شمرده میشود ، ودیدى که مرد مال بسیارى دارد ولى اصلا وجوهات شرعى آنرا نمى دهد ، ودیدى که مرده را از قبر بیرون میاورند واذیت میکنند وکفنش را میفروشند ودیدى که هرج ومرج زیاد شده . ودیدى که مرد هنگام شب با نشاط وسرخوش وموقع صبح خمود وسر مست است ، و به امور زندگى اهمیت نمىدهد ، ودیدى که با حیوانات عمل زشت مى کنند ودیدى که حیوانات یک دیگر را میدرند . هرگاه دیدى که مرد میرود نماز بگذارد ولى وقتى برمى گردد لباسى در بر ندارد ودیدى که دلهاى مردم سخت شده ودیدگان آنها خشکیده ( یعنى ازخوف خدا اشک نمیریزند ) وذکر خداوند بر آنها دشوار است ، ودیدى که پلیدى زیاد شده ومردم نسبت بآن رغبت نشان مى دهند ودیدى که نماز گزار براى اینکه مردم او را به بینند نماز میگزارد ، ودیدى که فقیه به منظور دنیا وریاست وغیر دین تحصیل فقه میکند . هرگاه دیدى که مردم دور کسى را گرفته اند که قدرت را در دست دارد ودیدى کسى که طلب حلال میکند در نظر مردم نکوهش وسرزنش میشود وطالب حرام را مدح واحترام میکنند . ودیدى که در مکه ومدینه کارهائى میکنند که خداوند دوست ندارد وکسى هم نیست که مانع شود وهیچکس آنها را از این عمل زشت باز نمیدارد ، ودیدى که آلات موسیقى در مکه ومدینه آشکار است ودیدى که مرد سخن حقى میگوید وامر بمعروف ونهى از منکر میکند ، ودر انحال کسى بقصد نصیحت نزد او میرود وبوى میگوید : اینرا از زبان تو ساخته اند ( یعنى گفتن سخن حق وامر بمعروف ونهى از منکر ترک میشود ، وارزش خود را از دست میدهد ، که اگر کسى بگوید زشت است ، او را بر حذر میدارند ) ودیدى که مردم به یکدیگر مىنگرند ( از هم تقلید میکنند ) واز افراد شرور پیروى مینمایند .
هرگاه دیدى که راه خیر بکلى خالى است وکسى از آنراه نمیرود ، ودیدى که مرده را جابجا میکنند وکسى هم وحشت نمیکند ودیدى که هر سال بدعت وشرارت بیشتر میشود ودیدى که مردم ومجالس از ثروتمندان متابعت نمى نمایند ودیدى که از فقیر دستگیرى میکنند که باو بخندند وبراى غیر خدا بر او ترحم مىکنند و دیدى که نشانه ها در آسمان پدید میآید ولى هیچکس نمى ترسد ودیدى که مردم در برابر دیدگان همه مانند حیوانات ( بمنظور اعمال زشت ) روى هم میجهند کسى هم از ترس اینعمل را تقبیح نمیکند ؟ هرگاه دیدى که مرد مال بسیار در راه غیر مشروع صرف میکند واز بذل اندک چیزى در راه خدا خود دارى میکند ، ودیدى که بى احترامى بپدر ومادر آشکار گردید ومقام آنها را سبک شمردند ، ونزد فرزندشان سیه روز تر از همه بودند ، و فرزندان از اینکه بپدر ومادرشان افتراء ببندند ، خوشحال میشوند ! و دیدى که زنان بر دولت وسلطنت وهر چیزى که میل به آن دارند غلبه یافته ومسلط گشته اند ! ودیدى که پسر به پدرش افتراء مى بندد وبه پدر ومادرش نفرین میکند واز مرگ آنها خوشحال میشود . هرگاه دیدى که اگر یک روز بر مردى بگذرد ودر آن روز گناه بزرگى مانند زنا وکم فروشى وغل وغش در معامله یا شرابخوارى انجام نداده باشد ، اندوهگین ومحزون است که آن روز را رایگان از دست داده ، وعمرش ضایع شده است ، ودیدى که پادشاه غلات را احتکار میکند ( تا بموقع با قیمت بیشتر بفروشد ) ودیدى که اموال اولاد پیغمبر ( یعنى خمس ووجوهات ) در راه دروغ وقمار وشرابخوارى صرف میشود ودیدى که باشراب مداوا میکنند وفوائد آنرا براى مریض شرح میدهند واز آن شفا مى جویند . ودیدى که مردم در خصوص امر بمعروف ونهى از منکر وترک دیندارى با یکدیگر برابرند . هرگاه دیدى که باد اهل نفاق پیوسته در جریان است ولى نسیم اهل حق نمى وزد ، ودیدى که اذان گفتن ونماز گذاردن بامزد انجام میگیرد . ودیدى که مساجد پر از مردم خدا نترس شده . درآنجا براى غیبت کردن وخوردن گوشت اهل دین جمع میشوند وشراب ومسکرات را توصیف میکنند . ودیدى که آدم مست پیشنماز مردم شده عقل خود را از دست داده ومردم هم مستى را ننک نمیدانند وقتى کسى مست شد احترام پیدا میکند واز وى تقیه مى نمایند ومیترسند واورا رها میکنند وحد نمیزنند وبعلت مستى اورا معذور میدانند ! هرگاه دیدى کسیکه مال یتیم را میخورد در عین حال از صلاح وخوبى خود خبر میدهد ودیدى که قضات بر خلاف دستور الهى حکم مى کنند ودیدى که حکام از راه طمع از خائنین پیروى مى کنند ، ودیدى که حاکم باجرأت تمام ارث را بقیم ورثه یا از میان آنها بشخص فاسق وبد عمل آنها میدهد ( یعنى آنها رشوه بحاکم میدهند وحاکم هم حکم میکند که اموال بآنها برسد - مؤلف ) چون آن فساق ارثیه را بدینگونه از حکام بچنک آوردند ، حکام آنها را بحال خود میگذارند که با آن مال هرچه میخواهند بکنند . هرگاه دیدى که روى منبرها بمردم دستور تقوى وپارسائى میدهند ولى خود گوینده بگفته خود عمل نمیکند ، ودیدى که اوقات نماز را سبک میشمارند ودیدى که شخص وجوه خبریه را بوسیله دیگرى صرف میکند وبخاطر خدا نمیدهد و به در خواست مردم میدهد ، ودیدى که همت مردم شکم وعورت آنهاست واز خوردن حرام یا ارتکاب عمل حرام پروا ندارند ، ودیدى که دنیا بآنها روى آورده ، وخلاصه هرگاه دیدى که اعلام حق کهنه شده است خود را نگاهدار ونجات از این مهالک را از خداوند بخواه وبدانکه مردم با این نافرمانیها سزاوار عذابند ، اگر عذاب بر آنها فرود آمد وتو درمیان آنها بودى باید بشتابى بسوى رحمت حق تا از کیفرى که آنها بواسطه سرپیچى از فرمان خدا مى بینند بیرون بیائى ، وبدانکه خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیگرداند وان رحمة الله قریب من المحسنین .




* حدیث شماره : 568 *
* در نهج البلاغه از علی علیه السلام منقول است که فرمود : بدانید پدر و مادرم بفداى آن عده اى که نام آنها در آسمان معروف و در زمین ناشناخته اند . آگاه باشید و منتظر پشت کردن کارهایتان و از هم گسیخته شدن اجتماع و اتحادتان و حاکم شدن فرزندانتان بر شما باشید و اینها زمانى است که بدست آوردن نان حلال براى مؤمن مشکل تر از تحمل ضربت شمشیر بوده وزمانى است که فقیر ویا هدیه گیرنده مزد وپاداش او بیش از هدیه دهنده ویا صدقه دهنده بوده وزمانى است که بدون خوردن شراب ، از زیادى نعمت مست شده و بدون اضطرار ، سوگند یاد کرده و دروغ مىگوید و زمانى است که بلاها شما را در زحمت و فشار قرار داده و به شما زخم مىزند چنانکه جهاز شتر گردن او را زخمى مىنماید و چقدر این بلا و مصیبت طولانى و چقدر این آرزو ( ظهور ) دور مىباشد .
* *



| نویسنده: ddddd12 | چاپ مطلب