سلام بر امام مهدی عج
  
  مروری بر سی دی  امام مهدی عج
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
موضوع بندی

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 7 مهر ماه سال 1385
دجال

·             حدیث شماره : 382 *
* قتاده از أنس از رسول خدا ( ص ) روایت کرده که آن حضرت فرمود : " هیچ پیامبرى نیامد مگر اینکه امت خویش را از آن انسان یک چشم دروغگو بر حذر داشت ، آگاه باش ، او یک چشم دارد ، وخداوند تبارک وتعالى چنین نیست ، میان چشمانش نوشته شده کافر ، هر مؤمنى آنرا مى خواند "
* *
* : العمدة : ص 440 ص 925 - عن مسلم ، والبخاری .
* : منتخب الأثر : ص 461 ف‍ 6 ب‍ 7 ح‍ 2 - عن الترمذی .
382 - المصادر :
* : الطیالسی : ص 265 ح‍ 19

·             386 - " ما بین خلق آدم علیه السلام إلى قیام الساعة أمر أکبر من الدجال "
* حدیث شماره : 386 *
* هشام بن عامر مى گوید ، از رسول خدا ( ص ) شنیدم که مى فرمود : " در فاصلهء میان آفرینش آدم " ع " تا رستاخیز ، قضیه اى بزرگتر از دجال وجود ندارد "
386 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 146

·             * حدیث شماره : 392 *
* عبدالرحمان بن أبی بکرة از پدرش روایت کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " پدر ومادر دجال مدت سى سال داراى فرزند نشدند ، پس از این مدت کودکى بر ایشان متولد شد که داراى یک چشم وزیان بارترین و بى فایده ترین چیز بود چشمانش بخواب مىرفت ودلش خواب نداشت ، وى گفت : رسول خدا ( ص ) پدرش را توصیف کرد وفرمود : پدرش مردى بلند قد و داراى اندامى ناهمگون بوده و گویى بینى وى منقار است ، و مادرش زنى بلند بالا و بى ریخت و داراى پستانهاى درشت است .

·             * حدیث شماره : 395 *
* عبادة بن صامت مى گوید : رسول خدا ( ص ) فرمود : دربارهء دجال آنقدر با شما سخن گفتم تا آنجا که بیم آن داشتم که تعقل نکنید ، مسیح دجال مردى کوتاه قد بوده و میان پاهاى او فاصله دارد ، داراى موهاى مجعد ، یک چشم دارد که نه بر آمده است و نه گود نشسته ، اگر او بر شما مشتبه شد ، بدانید که پروردگار شما چنین نیست ، و شما هرگز خداى خویش را نمى بینید تا از دنیا بروید .
* حدیث شماره : 444 *
* ابو مالک اشجعى از ربعى واو از حذیفه نقل کرده که وى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " من از خود دجال بهتر مى دانم که با او چیست ، با او دو رودخانه و نهر جارى است که یکى بطور آشکار آب سفید ودیگرى بوضوح آتشى شعله ور است ، اگر کسى آنرا درک کرد باید به نهرى روى آورد که آنرا به صورت آتش مى بیند وباید چشمانش را بهم بگذارد و سر خود را به زیر افکند واز آن بنوشد ، زیرا آن آبى خنک است . دجال داراى یک چشم است و در آن لکه اى پر رنگ وجود دارد ومیان چشمان او نوشته شده است ، کافر ، هر مؤمن با سواد وبى سوادى آنرا مى تواند بخواند " .
444 - المصادر :
* : ابن أبی شیبة : ج 15 ص 133 ح 19318

·             * حدیث شماره : 427 *
* ابو سلمة بن عبدالرحمان گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " فرود مى آید دجال در خوز و کرمان با هشتاد هزار تن که صورتهایى چون سپرهاى راه راه وکلاه بر سر دارند وداراى کفشهایى از مو هستند "
427 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 191

·             * حدیث شماره : 460 *
* عبد الله بن عثمان بن خیثم ، از شهر بن حوشب و او از اسماء بنت یزید بن سکن انصارى نقل کرده که وى گفت : از رسول خدا ( ص ) شنیدم که مىفرمود : ( دجال چهل سال در زمین درنگ خواهد کرد ، سال مانند ماه ، و ماه مانند هفته ، و هفته چون روز و روز مانند سوختن شاخه هاى نخل در آتش بود ) .
460 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 392 ح 20822

·             * حدیث شماره : 210 *
* از ربیعة بن أبو عبدالرحمان ، از انس بن مالک از رسول الله صلى الله علیه وآله ، روایت شده که فرمود : دجال از محله یهودیهاى اصفهان خروج نموده ، و هفتاد هزار یهودى که همه تاج بر سردارند همراه او خواهند بود .
210 - المصادر :
* : أحمد : ج 3 ص 224

·             415 - " یخرج الدجال من خراسان "
* حدیث شماره : 415 *
* ابن مسیب آنرا از ابو بکر نقل کرده وبه پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : دجال از خراسان خروج مى کند "

·             * حدیث شماره : 419 *
* ابن طاووس از پدرش از کعب نقل نموده که گفت : و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : " دجال از عراق خروج مى کند " .

·             * حدیث شماره : 421 *
* ابو امامه باهلى مى گوید ، رسول خدا ( ص ) فرمود : " دجال از راه میان شام و عراق خروج مى کند "

421 - المصادر :
* : حماد : ص 149

·             * حدیث شماره : 431 *
* ابو عبد الله قراظ روایت کرده که از سعد بن مالک وابو هریره شنید که مىگویند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : بار خدایا مردم مدینه را در شهرشان برکت عنایت فرما ، در روزى آنها خیر وبرکت ایجاد کن ، معبودا ، ابراهیم " ع " بنده ودوست تو بود ومن بنده و فرستاده تو هستم ، ابراهیم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست کرد ومن همانگونه که ابراهیم " ع " براى مردم مکه از تو در خواست نمود براى مردم مدینه در خواست مى نمایم ، شهر مدینه در احاطه فرشتگان است ، بر هر گذرگاهى دو فرشته قرار دارند که از آن مراقبت مى کنند ، بیمارى طاعون و دجال وارد این شهر نمىشوند ، هر کس قصد خیانت به این شهر را داشته باشد ، خداوند او را ذوب مى کند همانگونه که نمک در آب ذوب مىشود .

·             * حدیث شماره : 451 *
* ابو هریره مى گوید رسول خدا ( ص ) فرمود : " وقتى که یکى از شما از تشهد فارغ مىشود ، باید از چهار چیز به خدا پناه ببرد ، از عذاب دوزخ واز عذاب قبر ، و از آشوب و فتنهء زندگى ومرگ واز شر مسیح دجال " .
451 - المصادر :
* : ابن أبی شیبة : ج 15 ص 130 ح 19308

·             * حدیث شماره : 478 *
* سیابه از امام صادق ( ع ) نقل مىکند که گفت : مردى از حضرت پرسید فدایت شوم مىگویند ، زراعت وکشاورزى مکروه است ، حضرت بدو فرمود : " زراعت نمائید ودرخت بنشانید ، بخدا سوگند مردم کارى حلال تر وپاکیزه تر از آن انجام نداده اند ، بخدا سوگند پس از خروج دجال زراعت مى شود ونخل کاشته مى شود "

478 - المصادر :
* : الکافی : ج 5 ص 260 ح 3

·             * حدیث شماره : 469 *
* زهرى از سالم از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا ( ص ) با جمعى از اصحاب از جمله عمر بن خطاب از کنار ابن صیاد که کودکى بود گذارشان افتاد واو متوجه نشد ، تا اینکه رسول خدا ( ص ) با دستش به پشت او اشاره کرد وفرمود : آیا گواهى مىدهى که من رسول خدا ( ص ) هستم ؟ ابن صیاد به او نگاهى کرد وگفت : گواهى مى دهم که تو پیامبر بى سوادان هستى ، ابن صیاد به پیامبر گفت : آیا تو گواهى مى دهى من فرستاده خدا هستم ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : به خدا ورسول وفرستادگان او ایمان آوردم ، پیامبر به او فرمود : چه چیز بر تو وارد مى شود ؟ ابن صیاد گفت : بر من راستگو و دروغگو وارد مى شود ، پیامبر ( ص ) فرمود : امر را بر تو بهم آمیخته ، وسپس رسول خدا ( ص ) فرمود : چیزى را براى تو نهان کرده ام ، و ( یوم تأتى السماء بدخان مبین ) را براى او در نظر گرفته بود ، ( دجال ) ابن صیاد گفت : آن ، " دخ " است رسول اکرم ( ص ) فرمود : خفه شو ، از قدرت خود نمىتوانى تجاوز کنى ، عمر گفت : اى رسول خدا ( ص ) به من اجازه بده او را گردن بزنم ، پیامبر ( ص ) فرمود : اگر این شخص خود او ( دجال ) باشد ، قدرت استیلاى بر وى را ندارى ، واگر او همان شخص نباشد ، بنابراین از کشتن او سودى نبرده اى " .
* *
* : الخرائج : ص 283

·             * حدیث شماره : 399 *
* عبید بن عمر لیثى گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : " رستاخیز به پا نمىشود تا آنکه سى نفر دروغگو خروج مى کنند وهمهء آنها مدعى هستند که قبل از قیامت ، پیامبر هستند

·             * حدیث شماره : 471 *
* سعید بن مسیب ، از ابوذر غفارى نقل کرده که گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : " مثال اهل بیت من به سان کشتى نوح ( ع ) است کسى که بر آن سوار شد نجات یافت وکسى که از سوار شدن بر آن سر بر تافت ، غرق گشت ، و کسى که در آخر الزمان با ما نبرد وستیز داشته باشد ، گویى همراه دجال جنگیده است " .
471 - المصادر :
* : البزار : على ما فی کشف الهیثمی ، ومجمع الزوائد .
* : الطبرانی ، الصغیر : ج 1 ص 139 ح 140

·             * حدیث شماره : 473 *
* محمد بن مروان از امام صادق ( ع ) نقل کرده که حضرت فرمود : کسى که با ما اهل بیت کینه توزى کند ، خداوند او را یهودى محشور مى کند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) هر چند شهادتین را گفته باشد ! فرمود : آرى ، زیرا او در پناه این دو کلمه از ریخته شدن خون خویش جلوگیرى کرده ویا در حالى که او ذلیل است جزیه مىپردازد ، آنگاه فرمود : کسى که بغض وکنیه ما اهل بیت را در دل داشته باشد ، خداوند او را یهودى برمىانگیزاند ، گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) چگونه ؟ فرمود : اگر دجال را درک کند بدو مىگرود " .
473 - المصادر :
* : المحاسن : ص 90 ب 16 ح 39

·             * حدیث شماره : 479 *
* مفضل بن عمر از امام صادق ( ع ) روایت کرده که حضرت فرمود : " خداى تبارک وتعالى چهارده هزار سال پیش از آفرینش انسانها که ارواح ما بودند چهارده نور را آفرید ، بدو گفته شد : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آن چهارده نفر کیانند ؟ حضرت فرمود : محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسین وامامان از ذریه حسین " ع " که آخرین آنان قائم است ، هم او که پس از غیبتش قیام و ظهور مىنماید و دجال را به قتل مى رساند ، و زمین را از هر ظلم وستم ، پاک مى گرداند " .
479 - المصادر :
* : کمال الدین : ج 2 ص 335 ب 33 ح 7

·             * حدیث شماره : 434 *
* عمرو بن عبد الله حضرمى ، از ابو امامهء باهلى نقل کرده که گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هیچ بخشى از زمین باقى نمىماند مگر اینکه دجال وارد آن مى شود وبر آن استیلاء مى یابد ، مگر مکه ومدینه ، زیرا او از هر گذرگاهى که بخواهد وارد مدینه شود ، فرشته اى با شمشیر کشیده با او روبرو مى شود تا آنکه کنار تپه سرخ و بعد از انتهاى نمکزار ودر محل تجمع سیلابها فرود مى آید ، آنگاه شهر مدینه اهل آنرا سه بار مىلرزاند ، وهیچ مرد وزن منافقى باقى نمىماند مگر اینکه به او (دجال ) ملحق مىشوند ، در آنروز مدینه پلیدیها را از خود مىزداید همانگونه که دم آهنگرى نا خالصى آهن را بین مى برد ، آنروز روز خلاص و رهایى نامیده مى شود ، أم شریک عرض کرد : در آن روز مسلمانان کجایند ؟ فرمود : در بیت المقدس ، دجال خروج مى کند وآنها را به محاصره در مى آورد ، تا آنکه خبر فرود آمدن حضرت عیسى به او مى رسد پا به فرار گذاشته و مىگریزد " .

·             * قسمتی از حدیث شماره : 476 *

·             و از جملهء آن نشانه ها ،دجال بزرگ یک چشم است که چشم راست او ناپیدا است ودر چشم دیگرش لکه اى مانند گوشت جویده شده دیده مىشود ، که آمیخته به خون است ، چشم وى مانند دانهء انگورى است که روى آب شناور باشد از حدقه بیرون آمده است ، گروهى از مردم بصره هستند که تعدادشان به اندازهء شهداى ، ابله ، مىرسد وانجیل ها را حمایل دارند از او پیروى مىکنند

·              

·             حدیث شماره : 1477 *
* صفوان بن عمرو ، از مشایخ از کعب الاحبار نقل کرده وآنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است وگفته : هنگامى که عیسى بن مریم ، همراهان اندک خود را دید ، نزد خداى متعال شکوه نمود ، خداوند فرمود : من تو را نزد خود بالا مى برم و تو را مىمیرانم ، واینگونه نیست که هر کسى را نزدم بالا بردم ، بمیرد . بلکه تو را بر دجال یک چشم بر مى انگیزم و تو او را بقتل مى رسانى ، وپس از آن بیست وچهار سال زندگى خواهى کرد ، وسپس تو را مى میرانم ، با مردنى حق .

·              

 

 


 
جمعه 7 مهر ماه سال 1385
سفیانی = 03
سفیانی = 03

• حدیث شماره : 290 *
* روایت از منابع سنیها ، ابن حماد از رسول الله صلى الله علیه وآله : سفیانى سپاهى به مدینه فرستاده و دستور مىدهد که هر کسى را که از بنى هاشم مىباشند ، حتى زنان حامله را بکشند و این کار را به این جهت انجام مىدهد که شخصى هاشمى از مشرق بر علیه یاران سفیانى خروج مىکند و سفیانى مىگوید تمام این بلاها و کشتن یاران من بخاطر آن هاشمى و یاران اوست . پس دستور قتل آنها را داده ، تا آنکه دیگر در مدینه کسى از بنى هاشم ، حتى زنان آنها دیده نشده یا کشته شده یا از ترس فرار کرده و به بیابانها و کوهها گریخته و یا به مکه پناهنده شده است . تا مدتى سپاه سفیانى چنین رفتار نموده ، سپس دست نگهمیدارند ، اما پس از آنهم هنوز ترسان و هراسان بوده تا آنکه حضرت مهدى علیه السلام ظاهر شده و تمامى آنها ( بنى هاشم ) به دور آن حضرت در مکه جمع مىگردند .
290 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 89
• 1034 - " إذا خرج السفیانی یبعث جیشا إلینا وجیشا إلیکم فإذا کان کذلک فأتونا على ( کل ) صعب وذلول "
* حدیث شماره : 1034 *
* اسماعیل بن أبان ، از یونس بن أبی یعفور روایت کرده که مىگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم مىفرمود : زمانى که سفیانى خروج کند ، سپاهى بسوى ما ( به مدینه ) وسپاهى به سوى شما ( به عراق ) خواهد فرستاد : اگر این مسأله اتفاق افتاد شما با هر مرکب چموش یا رام وغیر چموش ( بهر وسیله اى که مى توانید ) خود را به ما ( بمدینه ) برسانید .
1034 - المصادر :
* : النعمانی : ص 306 ب 18 ح 1
• * حدیث شماره : 303 *
* معمر ، از قتاده ، مرفوعا آنرا از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که حضرت فرمود : پس از مرگ خلیفه ( در حجاز ) اختلافى خواهد افتاد ، آنگاه مردى ( مهدى علیه السلام ) از مدینه خارج شده وبه مکه مى رود ، ومردم به سوى آن شخص ( مهدى علیه السلام ) رفته هر چند آن حضرت از بیعت نا خشنود است ، ولى میان رکن ومقام با او بیعت مىنمایند ، سپس سپاهى از شام به سمت حضرت آمده ، اما همین که به زمین بیداء ، مى رسند ، زمین آنها را در کام خود فرو مى برد . آنگاه گروههایى از عراق و متدینین و ابدال و مؤمنین عالى مقام از شام خدمت آنحضرت رسیده و با وى بیعت مى نمایند . و آن زمان حضرت گنجها را بیرون آورده واموال را تقسیم مىکند واسلام را در زمین مستقر مىسازد ، آن حضرت به همین وضعیت هفت یا نه سال حکومت خواهد کرد .
• حدیث شماره : 1003 *
* یعقوب بن یزید ، از زیاد قندى ، از گروهى از یارانش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که از آن حضرت سئوال شد ، آیا خروج سفیانى از وقایع حتمیه است ؟ حضرت فرمود : آرى وکشته شدن نفس زکیه وقیام حضرت قائم ( علیه السلام ) از وقایع حتمیه بوده وفرو رفتن ( سپاه سفیانى ) در سرزمین بیداء وظاهر شدن دستى از آسمان ، ونداء از آسمان هم از حتمیات است . عرض کردم : منظور از ندا چیست ؟ فرمود : منادى از آسمان باسم حضرت قائم وپدرش ( علیهما السلام ) ندا خواهد داد .
1003 - المصادر :
* : النعمانی : ص 257 ب 14 ح 15
• * حدیث شماره : 851 *
* ابن لهیعه ، از ابو زرعة ، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : زمانیکه پناهنده مکه ( حضرت مهدى علیه السلام ) فرورفتن سپاه ( سفیانى ) را مىشنود با دوازده هزار تن که میان آنها ابدال وبزرگانى هستند ، از مکه خارج شده تا در زمین ، ایلیا ، فرود مىآید . آنگاه کسى که آن سپاه را فرستاده ( یعنى سفیانى ) وقتى مىشنود آن حضرت در ، ایلیا ، فرود آمده مىگوید : بخدا سوگند آن حضرت داراى عبرت و عجائبى است ، من بسوى او سپاه فرستادم ولى در زمین فرو رفتند و این خیلى شگفت آور است ، آنگاه سفیانى خود را به حضرت رسانده و با او بیعت مىکند . اما فامیل ( دائىهاى او ) از قبیله کلب او را سرزنش کرده و مىگویند خدا پیراهنى ( لباس پادشاهى و فرمانروایى ) را که به تن تو کرده بود ، در آوردى و او مىگوید آیا صلاح مىدانید که بیعت خود را پس بگیرم ، مىگویند آرى ، پس نزد حضرت آمده ومىگوید بیعت خود را از من بردار ولى حضرت قبول نکرده و به او مىگوید : آیا دوست دارى که بیعت را پس بگیرى مىگوید : آرى ، سپس حضرت بیعت را از او برداشته و مىفرماید : این کسى است که از اطاعت من بیرون شده ، آنگاه دستور مىدهد در منطقه ، بلاطهء ایلیا ، او را گردن بزنند ، سپس حضرت به قبیله کلب حمله کرده و آنها را غارت مىنماید وکسى که نتواند آنروز براى خود غنیمتى جمع کند ناکام خواهد بود .
851 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 95 - حدثنا الولید ورشدین ، عن ابن لهیعة قال : حدثنی أبو زرعة ، عن محمد بن علی قال : -
* : عقد الدرر : ص 84 ب 4 ف 2


 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
شام هنگام ظهور و قبل از آن

 

شام هنگام ظهور وقبل از آن

 

  • حدیث شماره : 267 *
    * ولید بن عیاش ، از عبد الله بن مسعود ، از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که حضرت فرمود : شما را از هفت فتنه که پس از من اتفاق خواهد افتاد ، بر حذر مىدارم ، فتنه اى که از مدینه بروز مىکند ، وفتنهء مکه ، وفتنه اى که از یمن ظاهر مىشود و فتنه اى از مشرق و فتنه اى که از سمت مغرب پدیدار مىشود و فتنه اى که از داخل شام بوجود مىآید و این فتنهء سفیانى مىباشد .
    * حدیث شماره : 732 *
    * حسن بن محبوب ، از یعقوب سراج ، از جابر ، از ابو جعفر ( ع ) امام باقر روایت کرده که فرمود : اى جابر حضرت قائم علیه السلام قیام نخواهد کرد تا آنکه فتنه ، مردم شام را چنان در بر بگیرد که هر چه تلاش مىکنند از آن خلاص شوند نمىتوانند ، وهمچنین کشتارى در بین کوفه وحیره واقع مى شود که کشته هاى دو طرف به یک اندازه خواهند بود ومنادى در آسمان ندا خواهد داد .
  • * حدیث شماره : 576 *
    * از علی علیه السلام منقول است که فرمود : زمانیکه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) را ظاهر نماید ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آینده شروع گشته واین ابتداى خروج حضرت مهدى علیه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى امیرالمؤمنین ، حوادثى که دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزدیک خواهد بود ؟ چشمان علی علیه السلام پر از اشک شد و فرمود : زمانیکه شکافى در سد فرات افتاده و آب به کوچه هاى کوفه برسد ، آنگاه است که شیعیان ما باید آماده دیدار حضرت قائم علیه السلام باشند .
    * حدیث شماره : 628 *
    * از علی علیه السلام : زمانى که پرچمهاى سپاه ( در شام ) با یکدیگر اختلاف نمایند قریه اى از قراء ، ارم ، در زمین فرو رفته ( بواسطهء زلزله ) وقسمت غربى مسجد آن خراب شده وسقوط مى نماید . سپس سه پرچم ( وحزب ) اعلام موجودیت کرده ، اصهب ، ابقع ، وسفیانى وسفیانى از شام ، و ابقع ، از مصر خروج کرده اما سفیانى بر آنها پیروز مى گردد .
    628 - المصادر :
    * : ابن حماد : ص 77
  • * حدیث شماره : 212 *
    * ابن زریر ، از عمار یاسر ، نقل کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى علیه السلام اینستکه ، ترک ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خلیفه وحاکم شما که دارایى واموال را جمع مىکند ، از دنیا برود ، و پس از او شخص ضعیفى به خلافت مى رسد که پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانیکه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمین ( بواسطهء زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمایند وهنگامیکه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت کنند ، این علامت خروج سفیانى مى باشد .
    * *
    * : الفضل بن شاذان : على ما فی سند غیبة الطوسی
  • * حدیث شماره : 631 *
    * از علی علیه السلام : اختلافى که در بین نیزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مىافتد نشانه اى از آیات الهى آشکار مى گردد گفته شد : آن چیست یا امیر المؤمنین ؟ فرمود : زلزله اى در شام که بیش از صد هزار نفر در آن کشته شده که خداوند آن را براى مؤمنین رحمت وبراى کافرین عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگرید به کسانى که داراى قاطرهاى سفید وسیاه ( خاکسترى ) وگوش بریده وپرچمهاى زرد مى باشند که از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانیستکه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگرید به فرو رفتن قریه اى از دمشق در زمین که ، حرستا ، نامیده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفیانى ) از محلى بنام ، یابس ، خروج کرده و بر دمشق تسلط مى یابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقیام حضرت مهدى علیه السلام باشید .
    631 - المصادر :
    * : النعمانی : ص 305 - 306 ب 18 ح 16
  • * حدیث شماره : 1663 *
    * جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده است : . . . . اهل شام در آن هنگام در مورد سه پرچم با یکدیگر اختلاف مى کنند : پرچم اصهب ، وپرچم ابقع ، وپرچم سفیانى با بنى [ نسل ] ذنب الحمار ، تا جمع زیادى که قبل از آن سابقه نداشته است کشته مىشوند . مردى به دمشق احضار میشود ، و او وهمراهانش کشته مى شوند بگونه اى که قبلا بىسابقه بوده است ، واز طائفه بنى [ نسل ] ذنب الحمار است ، وآن همان آیه اى است که خداوند تبارک وتعالى فرموده است : " فاختلف الأحزاب من بینهم فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم " ( گروههایى از میان خودشان اختلاف کردند ، واى بر آنانکه کفر ورزیدند از مشاهدهء روزى بزرگ ) ، وسفیانى وهمراهان او ظاهر مىشوند .
    1663 - المصادر :
    * : العیاشی : ج 1 ص 64 ح 117
  • * حدیث شماره : 1848 *
    * جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود : در جاى خود باش ( إلزم الارض ) ودست وپاى خود را حرکت نده تا آنکه نشانه هایى را که برایت ذکر مى کنم در مدت یک سال ببینى . ببینى که ندا کننده اى در دمشق ندا مى دهد ، در یکى از نواحى دمشق فرورفتگى ( خسف ) روى خواهد داد وگروهى از مسجد آن ناحیه در آن خسف فرو مىروند ، هرگاه ترکها را دیدى که از دمشق گذشتند آنها پیش مىروند تا به جزیره مى رسند ، و رومیان پیش مى روند تا به [ شهر ] رمله مى رسند ، وآن سال سالى است که در هر سرزمین از سرزمینهاى عرب اختلاف روى خواهد داد . أهل شام در این زمان بر سر سه پرچم اختلاف مى کنند ، پرچم أصهب ، پرچم أبقع ، وپرچم سفیانى ، با بنى ذنب الحمار ( عباسیها ) ، [ طائفه ] مضر ، وبا سفیانى ، دائى هاى او از [ طوائف ] کلب همکارى مىکنند ، سفیانى وپیروانش بر بنى ذنب الحمار چیره مىشوند ، تا آنکه کشتارى شود که قبل از آن چنان کشتارى نشده باشد . مردى در دمشق حاضر گردد وبا همراهانش کشته شوند که قبل از آن چنان کشتارى نشده باشد ، او از بنى ذنب الحمار ( عباسیها ) است ، وآن نشانه اى است که خداوند تبارک وتعالى فرموده است : ( فاختلف الأحزاب من بینهم فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم ) ( پس اختلاف کردند گروهها از میان ایشان ، واى بر آنانکه از دیدار روزى بزرگ کفر ورزیدند ) .
    1848 - المصادر :
    * : العیاشی : ج 1 ، ص 64 ، ح 117

 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
سفیانی= 01

 

سفیانی= 01

 

·                               حدیث شماره : 632 *
* از علی علیه السلام : فرزند خورندهء جگرها ( مراد سفیانى استکه از فرزندان هند جگر خوار مى باشد ) از محلى بنام ، یابس ، خروج کرده متوسط القامة بوده وصورتى وحشى وهیکلى بزرگ وچاق داشته که در صورت او اثر آبله دیده مى شود وزمانى که به او نگاه کنى خیال مى کنى یک چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عنبه واز نسل ابو سفیان مى باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط مى گردد .
632 - المصادر :
* : کمال الدین : ج 2 ص 651 ب 57 ح 9

·                               * حدیث شماره : 720 *
* حذلم بن بشیر روایت کرده و مىگوید : به امام زین العابدین علیه السلام عرض کردم : که خروج حضرت مهدى علیه السلام را برایم تعریف نما ، حضرت فرمود : قبل از قیام آن حضرت شخصى خروج خواهد کرد بنام عوف السلمى در سرزمین جزیره ( حجاز ) و منزلش در ، بکریت ، بوده ودر مسجد دمشق کشته خواهد شد . بعد از آن شعیب بن صالح از سمرقند خروج کرده وبعد از آن سفیانى ملعون از وادى ، یابس ، از فرزندان عتبه بن ابى سفیان ، خروج خواهد کرد . هنگامیکه سفیانى خروج کند حضرت مهدى علیه السلام مخفى مىگردد .
720 - المصادر :
* : غیبة الطوسی : ص 270

·                               * حدیث شماره : 804 *
* ابو ایوب خزاز ، از محمد بن مسلم ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : رنگ چهرهء سفیانى ، قرمز وبور وچشمانش آبى رنگ مى باشد ، او هرگز خدا را نپرستید ، ومکه ومدینه را ندیده است مى گوید : اى خدا خونخواهى وآتش ، خونخواهى وآتش ( شاید منظور اینستکه مى خواهم خون اجداد خود ( یزید ومعاویه وابو سفیان و . . . ) را بگیرم حتى اگر به جهنم وآتش بروم )
804 - المصادر :
* : النعمانی : ص 306 ب 19 ح 18

·                               * حدیث شماره : 632 *
* از علی علیه السلام : فرزند خورندهء جگرها ( مراد سفیانى استکه از فرزندان هند جگر خوار مى باشد ) از محلى بنام ، یابس ، خروج کرده متوسط القامة بوده وصورتى وحشى وهیکلى بزرگ وچاق داشته که در صورت او اثر آبله دیده مى شود وزمانى که به او نگاه کنى خیال مى کنى یک چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عنبه واز نسل ابو سفیان مى باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط مى گردد .
632 - المصادر :
* : کمال الدین : ج 2 ص 651 ب 57

·                               * حدیث شماره : 633 *
* از علی علیه السلام : سفیانى از فرزندان خالد بن یزید بن ابى سفیان استکه داراى هیکل وجثه اى بزرگ بوده که در صورتش آثار آبله ودر چشمش نقطه اى سفید مى باشد که از ناحیه اى از شهر دمشق که ، یابس ، نامیده مى شود در میان هفت نفر که یکى از آنها نیز پرچم دارد خروج مى نماید ، طرفداران آن اعتقاد به پیروزى آن پرچم دارند ، در جلو ان پرچم ترس ووحشت نمایان بوده وهر کس که بخواهد بطرف آن برود ، با دیدن آن فرارى مى گردد .
633 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 75

·                               * حدیث شماره : 344 *
* ابو سلمه ، از ابو هریره روایت کرده که حضرت فرمود : مردى از دمشق خروج مى نماید بنام سفیانى که تمامى قبیلهء کلب از او پیروى مى نمایند ، او کشتار مى کند تا آنجا که شکم زنان را مى درد وبچه ها را به قتل مى رساند . آنگاه یمنیها ( قبائل قیس ) جمع مىشوند تا با سفیانى بجنگند ، اما سفیانى آنها را کشته بطورى که هیچ کس پناهى نمى یابد . سپس مردى از اهل بیت من در حره ، ( منطقه اى در مدینه ) خروج مىنماید و خبر او که به سفیانى مىرسد . سپاهى به سوى او مىفرستد ، اما آنها شکست خورده ، وخود سفیانى با همراهانش بسوى او حرکت مى کند ، ولى هنگامیکه به بیداء ، مىرسند زمین آنها را در کام خود فرو مىبرد ، وهیچکس از آنان باقى نمىماند جز کسى که خبر فرورفتن آنها را مى آورد .

·                               ----- وسفیانى بس است براى شما که از دشمنانتان انتقام گرفته و او از نشانه هاى شما ( از علامات ظهور حضرت مهدى علیه السلام ) مىباشد ، و پس از خروج آن فاسق ( سفیانى ) چنانچه شما یک یا دو ماه درنگ کرده و منتظر بمانید تا آنکه بسیارى از دشمنان شما را بکشد ، عیبى نخواهد داشت . یکى از اصحاب ( به امام علیه السلام ) عرض کرد : در آن هنگام با عیال خود چه کنیم ؟
فرمود : مردانتان از او ( سفیانى ) پنهان شوند ، زیرا خشم و غضب و حرص او بر علیه شیعیان ماست ، واما زنها ، خطرى متوجه آنان نخواهد بود ، انشاء الله تعالى ، عرض شد : مردان به کجا رفته و به کجا فرار کنند ؟ فرمود : هر که بخواهد مىتواند به مدینه یا به مکه یا به بعضى از شهرها فرار کند سپس فرمود : او با مدینه چه خواهد کرد ، همانا سپاه آن فاسق به سوى آن خواهد آمد ، به مکه روید ، آنجا محل اجتماع شما خواهد بود ، و فتنه سفیانى بقدر باردارى زن ، نه ماه ، بیشتر نمىباشد و از این مقدار تجاوز نخواهد کرد .
800 - المصادر :
* : النعمانی : ص 300 - 301 ب 18 ح 3

·                               805 - " کم تعدون بقاء السفیانی فیکم ؟ قال قلت : حمل امرأة تسعة أشهر ( قال ) : ما أعلمکم یا أهل الکوفة "
* حدیث شماره : 805 *
* عبدالجبار بن عباس همدانى ، از عمار دهنى از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : مى دانید چقدر سفیانى در میان شما باقى مى ماند ؟ عرضکردم ، بمقدار باردارى زن ، نه ماه ، فرمود : خوب فهمیده اید اى اهل کوفه .
805 - المصادر :
* : غیبة الطوسی : ص 278

·                               1023 - " السفیانی من المحتوم ، وخروجه فی رجب ، ومن أول خروجه إلى آخره خمسة عشر شهرا ، ستة أشهر یقاتل فیها ، فإذا ملک الکور الخمس ملک تسعة أشهر ، ولم یزد علیها یوما "
* حدیث شماره : 1023 *
* ثعلبة بن میمون أبو اسحاق ، از عیسى بن أعین ، از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود : خروج سفیانى از رخدادهاى قطعى خواهد بود ودر ماه رجب اتفاق مىافتاد که از ابتداى خروج تا پایان آن پانزده ماه به طول انجامید ، شش ماه از آنرا در جنگ بوده وپس از آنکه شهرهاى پنجگانه ( دمشق - حمص - فلسطین - اردن - قنسرین ) را تصرف کرد ، نه ماه حکومت مىنماید وحتى یکروز هم بیشتر نخواهد شد .
* *
* : منتخب الأثر : ص 457 ف 6 ب 6 ح 15 - عن کمال الدین بتفاوت یسیر .
1023 - المصادر :
* : النعمانی : ص 299 - 300 ب 18 ح 1

·                               * حدیث شماره : 1794 *
* أبو اسحاق همدانى ، از حارث همدانى ، از حضرت علی علیه السلام روایت کرده است که فرمود : مهدى در وقت راه رفتن متمایل به جلو است و گیسوان مجعد دارد ، در گونه اش خالى است ، مبدأ قیامش از سوى مشرق است ، در این زمان سفیانى خروج کند وحکومتش به اندازه حمل یک زن یعنى نه ماه طول مى کشد ، او در شام خروج مىکند واهل شام به او مىپیوندند مگر چند طائفه از قیام کنندگان بر حق که خداوند آنها را از پیروى از سفیانى حفظ مى کند . و با لشکرى انبوه وارد مدینه مىشود ، زمانى که به بیابانهاى مدینه رسید ( بیداء ) خداوند او را به زمین فرو مى برد ، وآن قول خداوند عزوجل است که در قرآن فرموده است : ( ولو ترى إذ فزعوا فلا فوت وأخذوا من مکان قریب ) ( اگر ببینى هنگامى که فریادشان بلند مىشود گریزى نیست واز جایگاهى نزدیک گرفتار مىشوند .


 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
 سفیانی = 02
--------------------------------------------------------------------------------

سفیانی = 02

· حدیث شماره : 289 *
* روایت از منابع سنیها ، به نقل از رسول الله صلى الله علیه وآله : مردى از آل ، عنبسة بن ابى سفیان ، یعنى سفیانى ، کوفه را خراب خواهد کرد .

· * حدیث شماره : 635 *
* از علی علیه السلام : بعد از آنکه نماینده ومأمور سفیانى کوفه ( عراق ) را به شدت زیر پا گذاشت وآنجا را کاملا کوبید ، وبهم زد ، سفیانى به او دستور مى دهد که به طرف حجاز حرکت کند و او هم وارد مدینه شده ودر میان قریش با شمشیر عمل کرده واز قریش وانصار چهار صد نفر را کشته وشکم زنان را پاره کرده وبچه ها را مى کشند ونیز دو برادر وخواهر را بنام محمد وفاطمه را کشته وجلو در مسجد مدینه به دار مى کشد .
635 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 88

· * حدیث شماره : 1034 *
* اسماعیل بن أبان ، از یونس بن أبی یعفور روایت کرده که مىگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم مىفرمود : زمانى که سفیانى خروج کند ، سپاهى بسوى ما ( به مدینه ) وسپاهى به سوى شما ( به عراق ) خواهد فرستاد : اگر این مسأله اتفاق افتاد شما با هر مرکب چموش یا رام وغیر چموش ( بهر وسیله اى که مى توانید ) خود را به ما ( بمدینه ) برسانید .
1034 - المصادر :
* : النعمانی : ص 306 ب 18 ح 17

· * حدیث شماره : 294 *
* ابو اسماء رحبى ، از ثوبان ، و او از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده که حضرت فرمود : گنجى در نزد شماست ( این گنج در مکه وشاید در عراق باشد ) که برسر آن جنگى میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مىافتد که هیچ یک درآن به پیروزى نمىرسند ، سپس از سمت مشرق پرچمهاى سیاهى پدیدار مىشود وبا شما نبردى خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است ( راوى مىگوید سپس حضرت چیزى فرمود که آن را بخاطر ندارم ) آنگاه فرمود : هنگامى که آن پرچمها را دیدید به هر وسیله اى که مى توانید هرچند از روى یخ بگذرید ، خود را به آنها رسانده وبا ایشان بیعت نمائید زیرا او خلیفهء خدا ، حضرت مهدى علیه السلام مى باشد .

· 295 - " یحسر الفرات عن جبل من ذهب ، فیقتتل الناس علیه ، فیقتل من کل مئة تسعون أو قال : تسعة وتسعون ، کلهم یرى أنه ینجو "
* حدیث شماره : 295 *
* سهیل بن أبو صالح ، از پدرش ، از ابو هریره از رسول الله صلى الله علیه وآله روایت کرده است که حضرت فرمود : رودخانهء فرات کوهى از طلا را ظاهر خواهد ساخت که مردم بر سر آن چنان مىجنگند که از هر صد نفر نود ، یا نود و نه نفر کشته مىشوند همهء کسانى که درگیر جنگ هستند تصور مىکنند که خودشان پیروز خواهند شد .
295 - المصادر :
* : عبد الرزاق : ج 11 ص 382 ح 20804

· * حدیث شماره : 297 *
* ابو زرعه ، از عمار یاسر روایت کرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در این روایت آمده است : حاکمى به نام عبد الله ، حاکمى دیگر را که نام او هم عبد الله مى باشد تعقیب کرده که لشکر دو طرف در محلى بنام ، قرقیسیا ، ( در مرز سوریه وعراق در کنار فرات ) با هم مواجه شده ونبرد بزرگى در مىگیرد . . . . . و سپاه سفیانى مانند تاریکى شب و سیل از هیچ کجا نمى گذرند جز آنکه آنجا را ویران کرده واهل آنجا را مى کشند ، وداخل کوفه مىشوند و شیعیان آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) را کشته ودر پى خراسانىها حرکت مى کنند ، واز آن سو نیز اهل خراسان در طلب حضرت مهدى علیه السلام بر آمده وبراى آنحضرت دعوت کرده واو را یارى مىنمایند .

· * حدیث شماره : 622 *
* از علی علیه السلام : سفیانى بر شام چیره شده ، آنگاه بین آنها جنگى در مى گیرد در محلى بنام ، قرقیسیا ، چنانکه پرندهاى آسمان ودرندگان زمین از گوشت مردارهاى آنها سیر مى گردند . سپس شکافى در پشت سپاه واقع شده پس گروهى از آنها وارد خراسان گشته وسپاه سفیانى بدنبال آنها وارد کوفه شده وشیعیان آل محمد ( صلى الله علیه وآله ) مى کشند . سپس اهل خراسان براى یارى وطلب حضرت مهدى علیه السلام قیام مى نماید .
622 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 82

· * حدیث شماره : 1035 *
* محمد بن سنان ، از حذیفة بن منصور از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود : خداوند مائده و طعامى ( ودر روایت دیگر سفره اى ) در قرقیسیا ، دارد ( کنایه از معرکهء کشت و کشتار فراوان ) که کسى از آسمان ندا خواهد داد که اى پرندگان آسمان واى درندگان زمین بیائید و از گوشت ستمگران وظالمان خود را سیر کنید .
1035 - المصادر :
* : النعمانی : ص 278 ب 14 ح 63


 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
سلام ومعرفی


دراین وبلاگ از سی دی رایانه ای امام مهدی عج به صورت گزینشی مطالبی آورده می شود

• سلام بر امام مهدی عج *
مروری بر سی دی امام مهدی عج
http://cdemammahdi.blogfa.com
http://cdemammahdi.parsiblog.com
باتشکر


مرکز فروش نرم افزاری کوثر



www.nkqom.ir

 
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
علامات نسبی نزدیک ظهور
علامات نسبی نزدیک ظهور




796 - " کأنی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یعطونه ، ثم یطلبونه فلا یعطونه ، فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم ، فیعطون ما سألوه فلا یقبلونه حتى یقوموا ، ولا یدفعونها إلا إلى صاحبکم . قتلاهم شهداء . أما إنی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الامر "
* حدیث شماره : 796 *
* معمر بن یحیى بن سام ، از ابو خالد کابلى ، از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : گویا مى بینم گروهى از مشرق قیام کرده وحق را مطالبه مىنمایند وبه آنها نمىدهند . دو باره آنرا مطالبه کرده وبه آنها داده نمىشود وزمانى که مىبینند با آنان چنین رفتار مى شود شمشیرهاى خود را بر دوش گرفته آماده مبارزه مىشوند آنگاه حق را به آنها داده ، ولى دیگر قبول نکرده وقیام مىنمایند . وشمشیرهاى خود را جز به صاحب شما ( حضرت صاحب الزمان علیه السلام ) تحویل نخواهند داد ، کشته هاى آنان شهید مى باشند . اما من چنانچه در آن زمان باشم ، خود را براى حضرت صاحب الامر ( علیه السلام ) نگه خواهم داشت ( یعنى همراه آنان قیام نخواهم کرد ) .
796 - المصادر :
* : النعمانی : ص 273 ب 14 ح 50 - حدثنا أحمد بن محمد بن سعید قال : حدثنی علی بن الحسن ، عن أخیه محمد بن الحسن ، عن أبیه ، عن أحمد بن عمر الحلبی ، عن الحسین بن موسى ، عن معمر بن یحیى بن سام ، عن أبی خالد الکابلی ، عن أبی جعفر علیه السلام أنه قال : -
* : البحار : ج 2 ص 243 ب 25 ح 116 - عن النعمانی بتفاوت یسیر .
212 - " علامة المهدی إذا انساب علیکم الترک ، ومات خلیفتکم الذی یجمع الأموال ، ویستخلف بعده ضعیف فیخلع بعد سنتین من بیعته ، ویخسف بغربی مسجد دمشق ، وخروج ثلاثة نفر بالشام ، وخروج أهل المغرب إلى مصر ، وتلک أمارة السفیانی "
ملاحظة : " توجد روایات عدیدة عن الترک لم نوردها لأنها واضحة الانطباق على غزو الترک المغول لبلاد المسلمین وقد کانت معروفة عند المسلمین قبل حملة التتار فی القرن السابع الهجری ، وهی من معجزات النبی صلى الله علیه وآله . وهی وغیرها تدل على أن اسم الترک یطلق على کل شعوب شرق آسیا بمن فیهم الروس الفعلیین . أما الترک المسلمین مثل أتراک ترکیا وإیران فلا تعنیهم الأحادیث الواردة عن تحرک الترک ضد المسلمین وضد الإمام المهدی علیه السلام ، لأنها تنص على أن أولئک کفار أعداء للمسلمین
* *
* : ملاحم ابن طاووس : ص 58 ب 111 - عن روایة ابن حماد الأولى .
وفی : ص 61 ب 120 - عن روایة ابن حماد الثانیة ، وفیه " عبد الله بن رزین " .
* : الایقاظ من الهجعة : ص 357 ب 10 ح 102 - أوله عن روایة غیبة الطوسی الأولى .
* : البحار : ج 52 ص 207 ب 25 ح 45 - عن روایة غیبة الطوسی الثانیة .
وفی : ص 212 ب 25 ح 60 - عن روایة غیبة الطوسی الثانیة .
* : کشف النوری : ص 174 - عن روایة عقد الدرر الثانیة .
* : منتخب الأثر : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن ملاحم ابن طاووس .
وفی : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن غیبة الطوسی
* حدیث شماره : 212 *
* ابن زریر ، از عمار یاسر ، نقل کرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى علیه السلام اینستکه ، ترک ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خلیفه وحاکم شما که دارایى واموال را جمع مىکند ، از دنیا برود ، و پس از او شخص ضعیفى به خلافت مى رسد که پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانیکه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمین ( بواسطهء زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمایند وهنگامیکه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت کنند ، این علامت خروج سفیانى مى باشد .
* *
* حدیث شماره : 1452 *
* جابر جعفى از امام باقر ( ع ) روایت کرده است که فرمود : اى جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپاى خودرا حرکت نده تا علامات ونشانه هایى را براى تو بیان کنم که سالى آنها را خواهى دید ، مى بینى که ندا دهنده اى در دمشق ندا مى کند ودر یکى از شهرهاى آن [ روستاهاى آن ] فرورفتگى زمین ایجاد مى شود [ زمین فرو مى رود ] . . . که ترکها از آنجا گذشته تا به جزیره رسیدند ورومیان در رمله فرود آمدند ، آن سالى است که در تمام سرزمینهاى اعراب اختلاف بوجود مى آید ، وشامیان برسرسه درفش ، اصهب ، وابقع وسفیانى با بنى ذنب الحمار مضر [ حاکمان بد آنروز ] به اختلاف مى پردازند ، والى هاى سفیانى از قبیلهء کلب با او هستند ، سفیانى وهمراهانش بر بنى ذنب الحمار پیروز مى شوند ، به گونه اى که کشتار مى شوند که هرگز براى چیزى چنین کشتارى نشده است ، ومردى در دمشق حضورمى یابد واووهمراهانش به نحوى کشته مى شوند ، که هیچکس کشته نشده است ، واین آیهء شریفه اى است که مى فرماید : " احزاب ودسته ها میان خود به اختلاف پرداختند ، واى برکسانى که کفر ورزیدند ، از مشاهدهء روزى بزرگ " سفیانى وهواداران او پیروز مىگردند ، تا آنجا که هیچ اهتمامى ندارند جز آل محمد صلى الله علیه وآله وپیروان آنها ، سپاهى را به کوفه اعزام مى کند وپیروان آل محمد ( ص ) را در کوفه کشتار نموده وبه دار مىآویزند ، وآنگاه ، درفشى از خراسان رو مىآورد تا اینکه در ساحل دجله فرود مىآید . مردى ضعیف از غیر عرب همراه با یارانش خروج مى کند ودر پشت کوفه ( نجف ) کشته مى شود ، سفیانى گروهى رابه مدینه اعزام مى کند ودرآنجا مردى را تقبل مىرساند ومهدى ومنصور از آن شهر مى گریزند ، کوچک وبزرگ آل محمد دستگیر مى شوند وبى آنکه یک تن از آنها رها شود همگى به زندان افکنده مى شوند ، سپاه به تعقیب این دو مرد مى پردازد ومهدى به سان روش موسى ( ع ) بینمناک از آن شهر ( مدینه ) خارج گشته تا اینکه وارد مکه مى شود ، سپاه او آورده تا آنکه در بیداء فرود میآیند وآن سپاه هملات ( هلال ) است که در زمین فرومى روند وجز کس که خبر فرو رفتن آنها را ببرد ، هیچکس زنده نمى ماند ، وقائم ( ع ) بین رکن ومقام میایستد ونماز مى گزارد ، و به اتفاق وزیرش راه مى افتد و مى گوید : اى مردم ، بر ضد کسانى که به ما ستم روا داشته وحق ما را غصب کردند ، از خدا کمک مى طلبیم . هرکس دربارهء خدا [ نسبت با خدا ] با ما محاجه نماید ، من به خدا سزاوارترم . هرکس در باره آدم ( ع ) [ نسبت با آدم ] با ما محاجه کند ، من سزاوارترین مردم به آدم ( ع ) هستم هر کس در بارهء نوح ( ع ) [ نسبت با نوح ] با ما محاجه نماید ، من سزاوارترین شخص به نوح ( ع ) هستم هر کس در باره ابراهیم ( ع ) [ نسبت با او ] با ما محاجه کند ، من سزاوارترین فرد به ابراهیم ( ع ) هستم . هرکس دربارهء محمد ( ص ) [ نسبت با او ] با ما محاجه نماید ، من سزاوارترین شخص به محمد صلى الله علیه وآله هستم هرکس درباره نسبت با پیامبران با ما محاجه کند ، ما سزاوارترین مردم نسبت به پیامبران هستیم .
هر کس در بارهء کتاب خدا با ما به محاجه بپردازد ، ما سزاوارترین مردم به کتاب خدا ( قرآن ) هستیم . ما وهمه مسلمانان امروز گواهى مى دهیم که ما مورد ظلم وستم قرار گرفته وآواره شدیم ، برضد ما شوریدند ، واز شهر ودیار واموال واهل خود بازمانده ومغلوب شدیم ، بخدا سوگند ، سیصد وسیزده مرد خواهند آمدکه پنجاه زن میان آنهاست ، بدون وعدة قبلى همه به سان ابرهاى پاییزى پى درپى آمده ودر مکه گردى آیند واین آیهء شریفه اى است خداوند میفرماید " هر کجا باشید ، خداوند همگى شما را گردمىآورد ، براستى که خدا بر هر کارى تواناست " مردى از آل محمد صلى الله علیه وآله مىگوید : " وهی القریة الظالمة اهلها " وپس آنحضرت به اتفاق سیصد وسیزده نفر خروج نموده وآنان میان رکن ومقام با آن حضرت بیعت مى کنند ، عهدنامهء رسول اکرم ( ص ) وپرچم وسلاح او در دست آن حضرت ووزیرش نیز با اوست ، منادى در مکه نام او وظهورش را از آسمان ندا مى کند ، بگونه اى که همهء زمینیان آن صدا را مى شنوند ، نام او نام پیامبر است ، اگر باور برخى چیزها برایتان مشکل باشد ، عهدنامهء پیامبر ( ص ) وپرچم وسلاح آن حضرت ونفس زکیه از فرزندان حسین برشما مشکل نخواهد بود ، اگر باور این معناهم برایتان دشوار باشد ، صداى آسمانى به نام وظهور وقیام او ، برایتان دشوار نیست . از منحرفین آل محمد ( ص ) بپرهیز ، زیرا آل محمد وعلى درفشى ، ودیگران نیز درفش هائى دارند ، بر پا واستوار بمان واز هیچیک آنان هرگز پیروى نکن ، تا آنکه مردى را از فرزندان حسین ( ع ) ملاحظه کنى ، او عهد نامهء رسول خدا ( ص ) ودرفش وسلاح او را با خود دارد ، زیرا عهد نامهء پیامبر ( ص ) نزد على بن حسین وسپس نزد محمد بن علی ( باقى است وخداوند هرچه خواهد انجام مى دهد ، با اینان همیشه ملازمه باش ، واز کسانى که برایت گفتم بیرهیز ، اگر مردى از آنان بهمراه سیصد وسیزده تن خروج کرد ودرفش رسول خدا ( ص ) را با خود داشت " . . . رهسپار مدینه شده تا آنکه از بیداء عبور مى کند ، ومى گوید : این جا مکان گروهى است که بزمین فرو رفته اند واین معناى آیهء شریفه است که :
" أفأمن الذین مکروا السیئات ان یخسف الله بهم الأرض أو یأتیهم العذاب من حیث لا یشعرون أو یأخذهم فی تقلبهم فما هم بمعجزین " وآنگاه که وارد مدینه شد ، محمد شجرى را طبق سنت وشیوهء یوسف ( ع ) بیرون مىراند ، وسپس به کوفه مىآید ودر آنجا تا خدا بخواهد درنگ مى کند تا برآنها غالب مىآید ، وسپس حرکت نموده تا با همراهانش وارد عذراء مى شود ، وتعدد بسیارى از مردم به او مى پیوندند ، وسفیانى در آنروز در وادى رمله بسر مى برد ، تا اینکه با یکدیگر برخورد مى کنند وآنروز روز ابدال است ، گروهى از مردم که با سفیانى بوداند در زمره پیروان آل محمد در مى آیند وگروهى که با آل محمد ( ص ) بوده اند به سفیانى مى پیوندند وهر گروهى از مردم به سمت درفش خود مى روند و آنروز ، روز ابدال است ، امیر المؤمنین ( ع ) فرمود درآن روز سفیانى وهمراهانش کشته مى شوند بگونه اى خبر دهنده اى هم از آنها باقى نمى ماند ، کسى که در آنروز از غنایم قبیلهء کلب محروم شود ، ناکام مانده است ، سپس حضرت وارد کوفه مى شود ومنزلش در آن شهر است ، همه غلامان مسلمان را خریده وآزاد مى کند ، بدهى بدهکاران را مى پردازد ، هر مالى که با ستم از کسى گرفته شده باشد آنرا برمى گرداند ، هر غلامى که از آنان کشته شود بهاى آنرا بعنوان دیه به اهلش مى پردازد ، و هرکس کشته شود ، بدهى او را پرداخته وخانواده اش را اداره مى کند ، او واهل بیتش در رحبه بسر مىبرند ، ( ورحبه محل سکونت نوح ( ع ) بوده وسرزمینى پاک ومطهر است ) هیج فردى از خاندان محمد ( ص ) سکونت نمى کند وکشته نمى شود مگر در سرزمین پاک ومطهر ، زیرا آنان اوصیاى پاک پیامبراند "
1452 - المصادر :حذف شد



* حدیث شماره : 732 *
* حسن بن محبوب ، از یعقوب سراج ، از جابر ، از ابو جعفر ( ع ) امام باقر روایت کرده که فرمود : اى جابر حضرت قائم علیه السلام قیام نخواهد کرد تا آنکه فتنه ، مردم شام را چنان در بر بگیرد که هر چه تلاش مىکنند از آن خلاص شوند نمىتوانند ، وهمچنین کشتارى در بین کوفه وحیره واقع مى شود که کشته هاى دو طرف به یک اندازه خواهند بود ومنادى در آسمان ندا خواهد داد .
* حدیث شماره : 1662 *
* داود دجاجى ، از امام باقر ( ع ) ، از حضرت علی علیه السلام نقل کرده است که : در سه مورد منتظر فرج باشید . گفته شد : آنها کدامند ؟ در پاسخ فرمود : اختلاف بین اهالى شام ، [ بر افراشته شدن ] پرچمهاى سیاه از خراسان ، وفزع در ماه رمضان . گفته شد : فزع در ماه رمضان چیست ؟ در پاسخ فرمود : آیا نشنیده اید سخن خداى عزوجل را در قرآن که فرمود : " إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت أعناقهم لها خاضعین " ( اگر بخواهیم بر آنها نشانه اى از آسمان مىفرستیم که گردنهایشان در مقابل آن نشانه خاضع گردد ) آن نشانه اى است که دختر جوان را از سرا پرده اش بیرون مى آورد ، وشخص خواب را بیدار مى کند ، وبیدار را به وحشت مى اندازد .

* حدیث شماره : 792
* صالح بن ابى الاسود ، از ابى الجارود ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : هیچیک از ما اهل بیت ظلمى را از خود دفع نکرده ودعوت به حق نمى نماید جز آنکه گرفتار بلایا مىشود تا زمانیکه گروهى که شاهد جنگ بدر بوده قیام نمایند ، آنها کسانى هستند که کشته هاى آنها دفن نشده و مجروحان آنها مداوا نمىگردند ( کنایه از اینکه اصلا کشته و مجروح نمىدهند ) راوى مىگوید : عرض کردم : مقصود امام ( باقر علیه السلام ) از آن افراد ، کیست . گفتم فرشتگان .
* حدیث شماره : 793 *
* محمد بن سنان ، از ابى الجارود ، از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود : وصیت مىکنم تو را به تقواى الهى و در اجتماعات مردم شرکت کن در حالى که از آنها دورى کرده وخانه نشین مىباشى ، و با کسانى که از ما ( اهل بیت ) خروج مىکنند همراهى نکن ، زیرا آنها بر چیزى نبوده وبه چیزى دعوت نمى کنند ( یعنى هیچ هدف و برنامه اى ندارند ) و بدان که بنى امیه حکومت دارند که مردم قدرت از بین بردن آن را ندارند ، واهل حق وحقیقت نیز دولتى دارند هنگامیکه بر پا شود خداوند از ما اهل بیت هرکه را بخواهد والى آن حکومت مىگرداند هر یک از شما آنرا درک نماید ، در نزد ما ( اهل بیت ) مقام بلندى خواهد داشت وهر که قبل از آن بمیرد بازهم به خیر وصلاح او خواهد بود . وبدان که هیچ گروهى قیام نکرده و دفع ظلم ننموده وبراى عزت دین تلاش نکرده ، جز آنکه آرزوها و بلاها او را به زمین خواهد زد تا آنکه گروهى که همراه رسول الله صلى الله علیه وآله شاهد جنگ بدر بوده اند قیام نمایند ، آنها کسانى هستند که کشته هاى آنان دفن نشده ، وافتادگان آنها برداشته نشده ، ومجروحان آنها مداوا نمى شوند ( یعنى اصلا کشته ومجروح نمىدهند ) عرض کردم : آنها چه کسانى هستند ؟ فرمود : فرشتگان



* حدیث شماره : 631 *
* از علی علیه السلام : اختلافى که در بین نیزه ها ( احزاب ) در شام اتفاق مىافتد نشانه اى از آیات الهى آشکار مى گردد گفته شد : آن چیست یا امیر المؤمنین ؟ فرمود : زلزله اى در شام که بیش از صد هزار نفر در آن کشته شده که خداوند آن را براى مؤمنین رحمت وبراى کافرین عذاب قرار مى دهد . آن هنگام بنگرید به کسانى که داراى قاطرهاى سفید وسیاه ( خاکسترى ) وگوش بریده وپرچمهاى زرد مى باشند که از مغرب روى آورده وبه شام وارد مى شوند وآن زمانیستکه وحشت بزرگ ومرگ سرخ آنجا را فرا گرفته است . آنوقت بنگرید به فرو رفتن قریه اى از دمشق در زمین که ، حرستا ، نامیده مى شود ، وهمانوقت فرزند هند جگر خوار ( سفیانى ) از محلى بنام ، یابس ، خروج کرده و بر دمشق تسلط مى یابد ، پس در آنزمان آماده ، خروج وقیام حضرت مهدى علیه السلام باشید .
575 - " لا یخرج المهدی حتى یقتل ثلث ، ویموت ثلث ، ویبقى ثلث "
* حدیث شماره : 575 *
* یحیى بن یمان از کیسان رواشى قصار نقل کرده که گفت : مولایم برایم نقل کرد که از علی علیه السلام شنیدم ، فرمود : حضرت مهدى علیه السلام قیام نخواهد کرد تا آنکه ثلث مردم کشته شده و ثلث آنها مرده و ثلث دیگر زنده بمانند .
994 - " قدام القائم موتان : موت أحمر وموت أبیض ، حتى یذهب من کل سبعة خمسة ، الموت الأحمر السیف ، والموت الأبیض الطاعون "
ملاحظة : ( أوردنا هذا الحدیث هنا وإن تقدم فی أحادیث أمیر المؤمنین علیه السلام ، فبعض النصوص وردت بشکل مستقل عن أکثر من واحد من الأئمة علیهم السلام )
* حدیث شماره : 994 *
* عبدالرحمان بن حجاج ، از سلیمان بن خالد ، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود : پیش از قیام قائم علیه السلام ، دو نوع مرگ خواهد آمد ، مرگ سرخ و سفید ، چنانکه از هر هفت نفر ، پنج نفر آن خواهد رفت ( شاید مراد اینستکه پنج هفتم مردم از بین خواهند رفت ) مرگ سرخ شمشیر ومرگ سفید ، طاعون خواهد بود .
995 - " لا یکون هذا الامر حتى یذهب ثلث الناس ، فقیل له : إذا ذهب ثلث الناس فما یبقى ؟ فقال علیه السلام : أما ترضون أن تکونوا الثلث الباقی "
* حدیث شماره : 995 *
* ابی ایوب ، از ابو بصیر ، از محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که فرمود : این امر ( قیام حضرت مهدى علیه السلام ) واقع نخواهد شد تا آنکه دو ثلث مردم از بین بروند ، راوى مى گوید به حضرت عرض شد : اگر دو ثلث مردم از بین بروند ، پس چه باقى مى ماند ؟ حضرت ( ع ) ، فرمود : آیا راضى نیستید شما آن ثلث باقى مانده باشید .
- " قدام هذا الامر بیوح ، قلت وما البیوح ؟ قال : قتل دائم لا یفتر "
* حدیث شماره : 1223 *
* أحمد بن محمد بن ابونصر مىگوید : از ابو الحسن الرضا ( ع ) در رابطه با علائم ظهور حضرت حجة پرسیدم فرمود : قبل از ایام [ فرج ] بیوح بوجود خواهد آمد ، عرض کردم بیوح چیست ؟ فرمود : کشتار همیشگى که فروکش نمىکند .
* حدیث شماره : 584 *
* از علی علیه السلام نقل شده که فرمود : اى مالک بن ضمرة ، چگونه خواهى بود زمانى که ببینى میان شیعیان به اینصورت اختلاف افتد ، و حضرت انگشتان خود را باز کرده و آنها را در هم فرو برد ، عرض کردم : اى امیر المؤمنین آیا در آن زمان از خیر خبرى نخواهد بود ؟ فرمود : آرى ، همهء خیر در آنوقت است . اى مالک آن وقت است که قائم ما قیام کرده و هفتاد تن از کسانى را که به خدا و رسول او صلى الله علیه وآله دروغ بسته اند جلو کشیده و مىکشد ، سپس خداوند تمام شیعیان را بر امر واحدى جمع کرده و متفق مىنماید " .
* حدیث شماره : 585 *